حوصلهات سر رفته، گوشی دستته و یکی درمیان استوریها رو رد میکنی. یکی خونه خریده. اون یکی بالاخره کار پیدا کرده. یکی با لبخند کنار یه دریاچه ایستاده و نوشته: «زندگی اینجا یعنی آرامش.»
و تو هنوز داری با زبان جدید، پیدا کردن کار و هزار جور دلتنگی دستوپنجه نرم میکنی. همینجاست که یه فکر آروم میاد سراغت:
«چرا زندگی بقیه مهاجرها اینقدر خوب پیش میره؟ چرا من هنوز اینجام؟ نکنه من دارم عقب میمونم؟»
اگر این حس را میشناسی، اول این را بدان: تنها نیستی و ایرادی هم در تو نیست. این حس اسم علمی دارد: مقایسه اجتماعی در مهاجرت. در ادامه توضیح میدهیم چرا اتفاق میافتد و چه کارهایی میشود کرد.
مقایسه اجتماعی چیست و چرا مغز ما اینقدر آن را دوست دارد؟
روانشناس آمریکایی لئون فستینگر در سال ۱۹۵۴ «نظریه مقایسه اجتماعی» را مطرح کرد. طبق این نظریه، انسانها برای ارزیابی تواناییها و موقعیت خودشان به دیگران نگاه میکنند، چون معیار مطلقی در دست ندارند (Festinger, 1954).
این میل به مقایسه، کاملاً طبیعی و بخشی از کارکرد ذهن ماست. وقتی در محیط آشنا زندگی میکنی، معمولاً آدمهای اطرافت را میشناسی؛ همکلاسیها، همکارها، همسایهها و دوستانت. میدانی چه مسیری را طی کردهاند و کموبیش میتوانی جایگاه خودت را نسبت به آنها بسنجی. مهاجرت اما این معادله را بههم میریزد. هویت، شغل و شبکه حمایتیات جابهجا شده و معیارهای قبلی دیگر کار نمیکنند. مغز در این وضعیت بیش از همیشه دنبال نقطه مرجع میگردد و نزدیکترین نقطه، هموطنان مهاجری هستند که در شبکههای اجتماعی میبینی.
شبکه اجتماعی و مهاجرت: ویترین یا زندگی واقعی؟
یک استعاره ساده: شبکههای اجتماعی ویترین مغازهاند، نه انبار آن. در ویترین بهترین اجناس چیده میشود. کسی عکس روزی را که کارت اقامتش رد شد یا سه ساعت در قطار گریه کرد منتشر نمیکند. تو «ویترین دیگران» را با «انبار خودت» مقایسه میکنی، و این مقایسه از ابتدا ناعادلانه است.
پژوهشها این را تأیید میکنند:
- چو و ادج (۲۰۱۲) نشان دادند کسانی که زمان بیشتری در فیسبوک میگذرانند، بیشتر باور دارند که دیگران شادتر و موفقترند و زندگی منصفانهتری دارند (Chou & Edge, 2012).
- جردن و همکاران (۲۰۱۱) دریافتند که ما بهطور سیستماتیک احساسات منفی دیگران را دستکم میگیریم، چون آن را کمتر میبینیم (Jordan et al., 2011).
- ورودین و همکاران (۲۰۱۵) نشان دادند استفاده منفعلانه، یعنی فقط اسکرول کردن و تماشا کردن، با کاهش حس خوببودن همراه است (Verduyn et al., 2015).
- هانت و همکاران (۲۰۱۸) در یک مطالعه تجربی نشان دادند محدود کردن استفاده از شبکههای اجتماعی به حدود ۳۰ دقیقه در روز، طی سه هفته، احساس تنهایی و افسردگی را کاهش میدهد (Hunt et al., 2018).
چرا مهاجرها بیشتر در معرض این تلهاند؟
۱. فشار انتظارات. مهاجرت معمولاً با هزینه عاطفی و مالی سنگینی همراه است. وقتی اینهمه هزینه کردهای، انتظار داری نتیجه سریع و درخشان باشد. هر موفقیت دیگران یادآوری میکند که «پس چرا من نه؟»
۲. فقدان حمایت. روانپزشک اسپانیایی یولیسس آچوتگی سندرم «یولیس» را برای مهاجرانی توصیف کرد که تنهایی، دلتنگی و فشار بقا را همزمان تحمل میکنند. در چنین حالتی، مقایسه مثل نمک روی زخم است (Achotegui, 2002).
۳. سوگ فرهنگی. بوگرا و بکر (۲۰۰۵) از «سوگ فرهنگی» میگویند، یعنی غمی که بابت از دست دادن زبان، غذا، آدمها و نقشهای اجتماعی آشنا ایجاد میشود (Bhugra & Becker, 2005). این غم را نمیشود با یک پست خوشحال دیگران پنهان کرد.
۴. شروع از نقطههای متفاوت. هر مهاجر با سرمایه مالی، زبان، مدرک، کشور مقصد و شرایط خانوادگی متفاوتی شروع میکند. مقایسه دو نفر در دو خط شروع متفاوت مثل مقایسه زمان دو دوندهای است که یکی از کیلومتر صفر و دیگری از کیلومتر ده میدود.
پنج راهکار علمی برای کم کردن مقایسه اجتماعی در مهاجرت
۱. از اسکرول منفعلانه به استفاده آگاهانه برس
ورودین و همکاران نشان دادند مشکل اصلی، نوع استفاده است. بهجای تماشای بیهدف، با آدمها گفتوگو کن و پیام بده. قانون ساده: بعد از بستن اپلیکیشن، حالت بهتر شده یا بدتر؟ اگر بدتر شده، زمان و نوع استفاده را عوض کن.
۲. زمان شبکههای اجتماعی را محدود کن
بر اساس مطالعه هانت و همکاران، سقف حدود ۳۰ دقیقه در روز میتواند اثر معناداری بر خلق و تنهایی داشته باشد. تایمر گوشی را فعال کن.
۳. فید خودت را «باغبانی» کن
فید مثل باغ است. گلها را آب بده و علفهای هرز را بکن. صفحههایی که حس بد میدهند را بیصدا کن (Mute)، لازم نیست حتماً آنفالو کنی. بهجایش صفحههایی را دنبال کن که واقعیت مهاجرت را صادقانه نشان میدهند، با همه سختیهایش.
۴. مقایسه را از «بالا» به «خود دیروز» برگردان
پژوهشهای بعدی روی مقایسه اجتماعی نشان دادهاند که تمرکز بر پیشرفت شخصی، بهجای مقایسه خود نسبت به دیگران، با حس بهتری همراه است. هر ماه از خودت بپرس: «نسبت به شش ماه پیش چه چیزی را یاد گرفتهام؟ کدام ترسم کوچکتر شده؟» ولو یک جمله با لهجه، یک مصاحبه، یا اولین دوست محلیات.
۵. حمایت واقعی را جایگزین حمایت مجازی کن
مدل روانشناختی انطباق فرهنگی جان بری (۱۹۹۷) نشان میدهد روابط اجتماعی حمایتگر، هم با فرهنگ مبدأ و هم با جامعه جدید، از عوامل مهم سازگاری است (Berry, 1997). یک گروه محلی، کلاس زبان یا جمع هموطنان وفادار، بیشتر از هزار لایک کمک میکند. و اگر حس میکنی خودت بهتنهایی نمیکشی، گفتوگو با یک روانشناس آشنا با مسائل مهاجرت نشانه هوشمندی است، نه ضعف.
نشانههایی که بیانگر نیاز شما به دریافت حمایت تخصصی است
- مقایسه مداوم که خواب، تمرکز یا اشتهایت را خراب کرده
- حس بیارزشی یا «شکست خوردن در مهاجرت»
- کنارهگیری از آدمها و فعالیتهایی که قبلاً دوست داشتی
- گریه یا اضطراب شدید و بیدلیل ظاهری
داشتن این نشانهها یعنی بار سنگینی روی دوشت است، نه اینکه ضعیفی.
جمعبندی
مقایسه اجتماعی در مهاجرت یک واکنش انسانی به شرایط سخت است، نه نشانه ناکامی. آنچه از زندگی بقیه مهاجرها میبینی، گزیدهای تدوینشده است و آنچه از زندگی خودت میدانی، فیلم کامل بدون تدوین. اگر این تفاوت را به یاد داشته باشی و از راهکارهای بالا کمک بگیری، میتوانی بهجای دویدن در مسابقهای که کسی اعلام نکرده، قدمهای خودت را در مسیر خودت بردارى.
احساس میکنی مقایسه با دیگران آرامشت را گرفته؟
لازم نیست این مسیر را تنها بروی. در یک جلسه مشاوره تخصصی مهاجرت، با هم ریشه این احساس را بررسی میکنیم و برای زندگی خودت راهکار عملی میسازیم.
منابع
- Achotegui, J. (2002). La depresión en los inmigrantes: Una perspectiva transcultural. Barcelona: Mayoral.
- Berry, J. W. (1997). Immigration, acculturation, and adaptation. Applied Psychology, 46(1), 5–34.
- Bhugra, D., & Becker, M. A. (2005). Migration, cultural bereavement and cultural identity. World Psychiatry, 4(1), 18–24.
- Chou, H. T. G., & Edge, N. (2012). “They are happier and having better lives than I am”. Cyberpsychology, Behavior, and Social Networking, 15(2), 117–121.
- Festinger, L. (1954). A theory of social comparison processes. Human Relations, 7(2), 117–140.
- Hunt, M. G., et al. (2018). No more FOMO: Limiting social media decreases loneliness and depression. Journal of Social and Clinical Psychology, 37(10), 751–768.
- Jordan, A. H., et al. (2011). Misery has more company than people think. Personality and Social Psychology Bulletin, 37(1), 120–135.
- Verduyn, P., et al. (2015). Passive Facebook usage undermines affective well-being. Journal of Experimental Psychology: General, 144(2), 480–488.