امشب هم مثل شبهای دیگر همهچیز سر جای خودش است؛ از سرکار برگشتهای، خانه آرام است و زندگی در سکوت خودش جریان دارد.
تا اینکه ناگهان بوی چای، ملودیِ یک آهنگ قدیمی یا عطرِ یک غذای آشنا، تو را برای چند لحظه به آشپزخانهی مادرت، به خندههای از ته دل دوران کودکی و بازیهای آن روزها، به کوچهای که سالها در آن زندگی کردهای، میبرد… دلت میگیرد و یک سنگینیِ آرام روی سینهات مینشیند.
اگر این حس را میشناسی، بدان که تنها نیستی.
دلتنگی بعد از مهاجرت، بخشی از تجربهی بسیاری از مهاجران است. گاهی دلت برای یک آدم تنگ نمیشود؛ برای نسخهای از خودت، برای یک خانه، یک صدا، یک زبان، یک بوی آشنا و برای حسِ تعلقی که به اطرافیانت داشتی دلتنگ میشوی.
دلتنگی دقیقاً چیست؟
پژوهشگران، دلتنگی را یکی از واکنشهای طبیعی ما به دوری از آدمها، مکانها و محیطهای آشنا میدانند؛ تجربهای که میتواند با فکر کردن مکرر به خانه، احساس غم و گاهی اضطراب همراه باشد (Stroebe و همکاران، ۲۰۱۵). مهاجرت شبیه جابهجا کردن یک درخت است. درخت را از خاکی که سالها در آن ریشه دوانده بیرون میآوری و در باغی تازه میکاری. درخت هنوز همان درخت است، اما مدتی طول میکشد تا ریشههایش خاک جدید را پیدا کنند و دوباره احساس استواری کند. دلتنگی بعد از مهاجرت، بخشی از همین ریشه دواندن است؛ نه نشانهی ناتوانی در ساختن یک زندگی تازه.
چرا دلتنگی گاهی شدیدتر میشود؟
دلتنگی فقط به معنای «دلم برای خانه تنگ شده» نیست. مهاجرت میتواند شبکهای از آدمها، عادتها، مکانها و احساس تعلق را از زندگی روزمره جدا کند؛ و گاهی همین فقدانهای کوچک و بزرگ، خودشان را در قالب دلتنگی نشان میدهند.
- تنهایی و کمبود حمایت اجتماعی
وقتی زبان، محیط کار، فرهنگ و روابط اجتماعی هنوز برایت آشنا نیستند، ساختن یک شبکه حمایتی تازه زمان میبرد. پژوهشها درباره مهاجران ایرانی نیز به عواملی مانند محدودیت زبانی، بیکاری، تجربه تبعیض، شوک فرهنگی و کمبود حمایت اجتماعی بهعنوان عوامل مرتبط با سلامت روان اشاره کردهاند. - مناسبتها و چیزهای کوچکِ آشنا
نوروز، شب یلدا، تولد یک عزیز، صدای یک آهنگ قدیمی یا حتی بوی یک غذای آشنا میتوانند ناگهان دریچهای به گذشته باز کنند. گاهی چیزی که دلتنگش میشوی، یک آدم نیست؛ حسی است که در کنار آن آدمها و در آن خانه تجربه میکردی. - اخبار ایران و نگرانی از دور
وقتی خانواده یا دوستانت در ایران هستند، شنیدن یک خبر ناخوشایند میتواند اضطراب و نگرانی را از فاصلهای دور به زندگی روزمرهات بیاورد. گاهی هم این فاصله، احساس درماندگی، نگرانی و حتی عذاب وجدان ایجاد میکند؛ اینکه «من اینجا هستم و نمیتوانم کاری انجام دهم.» - مقایسه و فشار برای موفق بودن
مهاجرت گاهی با این تصور همراه میشود که حالا باید «موفق» باشی. در شبکههای اجتماعی هم بیشتر ویترین زندگی دیگران را میبینیم: شغل خوب، خانه زیبا، سفر و دوستان جدید. مقایسهی زندگی واقعی خودمان با این تصویرهای گزینششده میتواند احساس تنهایی و دلتنگی را شدیدتر کند. - غمی که اسم مشخصی ندارد
پائولین باس این تجربه را با مفهوم «فقدان مبهم» (Ambiguous Loss) توضیح میدهد؛ حالتی که فرد یا چیزی برای ما همچنان وجود دارد، اما دیگر در دسترس ما نیست. خانوادهات هستند، خانهات هست، شهر و خاطراتت هنوز وجود دارند؛ اما تو دیگر نمیتوانی مثل گذشته به آنها دسترسی داشته باشی. همین ویژگی، سوگواری برای این فقدان را پیچیده میکند؛ چون چیزی بهطور رسمی «از دست نرفته» است، اما بخشی از زندگی دیگر مانند گذشته در دسترس نیست.
شاید به همین دلیل است که دلتنگی مهاجرت گاهی بیخبر و ناگهانی سراغمان میآید؛ درست وسط یک شب معمولی، با بوی چای یا صدای یک آهنگ.
دلتنگی عادی است یا نیاز به کمک دارد؟
دلتنگی که با زمان و حمایت کمرنگ میشود، طبیعی است. اگر چند هفته است که خواب و اشتهایت بههم ریخته، علاقهات به کارها از بین رفته، یا حس ناامیدی داری، وقت آن است که با متخصص صحبت کنی. اگر افکار آسیب به خود داری، همین حالا با شمارهی اورژانسی سایت جزیره ذهن یا خط بحران کشور محل زندگیات تماس بگیر.
۶ راهکار برای کنار آمدن با دلتنگی پس از مهاجرت
۱. حس را اسمگذاری کن. پژوهشها نشان دادهاند بیان احساس با کلمات میتواند فعالیت مغز در برابر محرکهای هیجانی را آرامتر کند (Lieberman و همکاران، ۲۰۰۷). بهجای «حالم بده»، بنویس: «دلم برای صدای مادرم تنگ شده.»
۲. ریشههای دوگانه بساز. مدل سازگاری فرهنگی بری نشان میدهد حفظ فرهنگ مبدأ در کنار آشنایی با فرهنگ جدید («ادغام») معمولاً با سازگاری بهتری همراه است (Berry، ۱۹۹۷). یک جمعهی ثابت برای غذای ایرانی بگذار، ولی هفتهای یک بار هم برای کشف جای تازه در شهر جدیدت.
۳. ارتباط با خانواده را قاعدهمند کن. تماس تصویری منظم بهتر از ساعتها چککردن مداوم گوشی است.
۴. شبکهی انسانی بساز. کلاس، تیم ورزشی، گروه ایرانی و دوستیهای محلی را همزمان پرورش بده. تنهایی با جمعهای کوچک و ثابت کاهش مییابد، نه با یک رویداد بزرگ.
۵. از بدنت مراقبت کن. خواب منظم، پیادهروی روزانه و نور آفتاب، اگرچه سادهاند، پایهی تحمل هیجانها هستند.
۶. با یک متخصص همزبان و همفرهنگ صحبت کن. کسی که مفاهیم و هنجارهای فرهنگی مثل تعارف، آبرو و فشار خانواده را بدون توضیح میفهمد، مسیر را کوتاهتر میکند.
جمعبندی
دلتنگی بعد از مهاجرت پایان راه نیست؛ بخشی از روند انطباق و جا افتادن است. با تشکیل شبکه حمایتی حمایت و رواندرمانی، سبکتر میشود.
💬 آمادهای حرف بزنیم؟
در جزیره ذهن روانشناسان فارسیزبان در کنار ایرانیان خارج از کشورند. با یک جلسه ارزیابی رایگان ۴۵ دقیقهای شروع کن و ببین چه مسیری برایت مناسب است.
منابع
- Berry, J. W. (1997). Immigration, acculturation, and adaptation. Applied Psychology, 46(1), 5–34.
- Boss, P. (1999). Ambiguous Loss: Learning to Live with Unresolved Grief. Harvard University Press.
- Lieberman, M. D., et al. (2007). Putting feelings into words: Affect labeling disrupts amygdala activity in response to affective stimuli. Psychological Science, 18(5), 421–428.
- Shishehgar, S., Gholizadeh, L., DiGiacomo, M., & Davidson, P. M. (2015). The impact of migration on the health status of Iranians: an integrative literature review. BMC International Health and Human Rights. DOI: 10.1186/s12914-015-0058-7
- Stroebe, M., Schut, H., & Nauta, M. (2015). Homesickness: A systematic review of the scientific literature. Review of General Psychology, 19(2), 157–171.
یک پاسخ