بحران هویت بعد از مهاجرت: چطور ایرانی بمانم بدون اینکه در گذشته گیر کنم؟
سرِ کار انگلیسی شوخی میکنی و میخندی، اما وقتی دلت میگیرد، گاهی فقط چند جمله فارسی میتواند آرامت کند. اینجا برای بعضیها کمی «خارجی» به نظر میرسی و آنطرف، برای آدمهای ایران شاید کمی «بیگانه» شده باشی. انگار بین دو دنیا ایستادهای؛ نه کاملاً اینجایی، نه مثل قبل آنجایی.. اگر این حس را میشناسی، با بحران هویت بعد از مهاجرت روبهرو شدهای. این تجربه رایج ایرانیان مهاجر است و نشانه ضعف یا نقص نیست.
بحران هویت بعد از مهاجرت یعنی چه؟
اریک اریکسون هویت را پاسخ به پرسش «من کیستم و به کجا تعلق دارم؟» میدانست (Erikson، ۱۹۶۸). هویت قومی و فرهنگی هم بخش مهمی از همین پاسخ است (Phinney، ۱۹۹۰). مهاجرت این پاسخ را بههم میزند، چون زبان، شغل، جایگاه اجتماعی و شبکه اجتماعی ما را همزمان عوض میکند.
خانهای را تصور کن که یکشبه همه مبلها و چراغهایش عوض شدهاند. این خانه، هنوز خانهی توست، اما تو دیگر در آن احساس آشناییِ قبل را نداری. بحران هویت یعنی چون محیط عوض شده، هنوز راهت را در این خانهی جدید پیدا نکردهای.
مرور پژوهشی روی مهاجران ایرانی، ضعف زبان، احساس تبعیض، شوک فرهنگی و کمبود حمایت اجتماعی را از عوامل اثرگذار بر سلامت روان آنها دانسته است. این عوامل دقیقاً همان چیزهاییاند که حس تعلق را سست میکنند.
چرا بعد از مهاجرت دیگر مثل قبل، به هیچجا تعلق نداریم؟
- زبان و لهجه: وقتی نمیتوانی خودت را همانطور که هستی معرفی کنی، بخشی از شخصیتت پنهان میماند.
- افت جایگاه: مهندس یا معلمِ باتجربه ممکن است در کشور جدید کار ساده بگیرد و فکر کند «من دیگر آن آدم قبلی نیستم».
- قضاوت از دو طرف: یکی از کشور مقصد میگوید «زیادی ایرانیای» و دیگری در میهن خودت میگوید «زیادی فرنگی شدی».
- ارزشهای درگیر: مثلاً خانوادهمحوری در برابر استقلالطلبی.
دو راه اشتباه
گیرکردن در گذشته: فقط با ایرانیها میمانی، فقط اخبار ایران را دنبال میکنی و جامعه جدید را کنار میگذاری. اینکار آرامش کوتاهی میدهد، ولی دنیایت کوچک میشود.
پاککردن گذشته: سعی میکنی هرچه نماد ایرانی است را کنار بگذاری تا در کشور جدید «جا بیفتی». نتیجه معمولاً احساس تهیبودن است.
جان بری در مدل سازگاری فرهنگی نشان داد راه سوم، یعنی نگهداشتن فرهنگ مبدأ در کنار آشنایی با فرهنگ جدید («ادغام»)، معمولاً با سازگاری بهتری همراه است (Berry، ۱۹۹۷). یک فرد دوزبانه، زبان اولش را فراموش نمیکند؛ زبان دومش را کنار آن میگذارد. هویت هم همینطور است. پژوهشها نشان دادهاند آدمهایی که هردو فرهنگ خود را به شکل یکپارچه و هماهنگ میبینند، نه در جنگ و تضاد با یکدیگر، سازگاری روانی و اجتماعی بهتری دارند (Benet-Martínez و Haritatos، ۲۰۰۵).
۶ راهکار برای عبور از بحران هویت بعد از مهاجرت
۱. دو ستون بساز. روی کاغذ بنویس: «چه چیزهایی از ایران را میخواهم نگه دارم؟» و «چه چیزهایی از اینجا را دوست دارم اضافه کنم؟» هویتت مجموعهای است که خودت انتخاب میکنی، نه چیزی که فقط به تو تحمیل شده.
۲. بهجای سنتهای خشک، ارزشها را حفظ کن. اگر مهماننوازی برایت مهم است، لازم نیست حتماً چلوکباب بپزی. میتوانی همسایه را به چای دعوت کنی و همان ارزش را به شکل تازه زندگی کنی.
۳. آیینهای کوچک و ثابت بساز. مثل یک صبحانه ایرانی جمعهها، یک آهنگ فارسی هنگام آشپزی. آیینهای کوچک مثل میخهای کوچکیاند که تابلوی هویت را به دیوار جدید وصل میکنند.
۴. هویتت را به یک نقش محدود نکن. تو فقط «مهاجر» یا «دانشجو» نیستی. فهرستی از نقشهایت بنویس: دوست، همسر، هنرمند، همکار، فرزند.
۵. با افکار «یا این یا آن» مقابله کن. جملهای مثل «یا ایرانیام یا اینجایی» در رویکرد شناختیرفتاری نوعی تفکر همهیاهیچ است. جایگزینش را امتحان کن: «من هم ایرانیام، هم در حال ساختن زندگی اینجا.»
۶. دوست از هر دو دنیا پیدا کن. با یک دوست ایرانی که غربت را میفهمد و یک دوست محلی که دنیای تازه را نشانت میدهد، هویتت از هر دو طرف پشتیبانی میشود.
چه زمانی کمک بگیریم؟
اگر چند هفته است که احساس پوچی، ناامیدی یا انزوا داری، خوابت بههم ریخته یا کارهای روزمره برایت سخت شده، وقت صحبت با متخصص است. اگر افکار آسیب به خود داری، همین حالا با روانشناسان متخصص جزیره ذهن یا خط بحران کشور محل زندگیات تماس بگیر.
جمعبندی
بحران هویت بعد از مهاجرت پایان ایرانیبودنت نیست؛ دورهای است که در آن هویتت بزرگتر میشود. لازم نیست یکی از دو ریشه را ببری. میتوانی هر دو را آب بدهی.
💬 آمادهای دربارهاش حرف بزنیم؟
در جزیره ذهن میتوانی با یک متخصص فارسیزبان که فشار مهاجرت را میفهمد، گفتگو کنی. با یک جلسه آشنایی رایگان ۴۵ دقیقهای شروع کن.
منابع
- Benet-Martínez, V., & Haritatos, J. (2005). Bicultural identity integration (BII): Components and psychosocial antecedents. Journal of Personality, 73(4), 1015–1050.
- Berry, J. W. (1997). Immigration, acculturation, and adaptation. Applied Psychology, 46(1), 5–34.
- Erikson, E. H. (1968). Identity: Youth and Crisis. Norton.
- Nguyen, A.-M. D., & Benet-Martínez, V. (2013). Biculturalism and adjustment: A meta-analysis. Journal of Cross-Cultural Psychology, 44(1), 122–159.
- Phinney, J. S. (1990). Ethnic identity in adolescents and adults: Review of research. Psychological Bulletin, 108(3), 499–514.
- Shishehgar, S., Gholizadeh, L., DiGiacomo, M., & Davidson, P. M. (2015). The impact of migration on the health status of Iranians: an integrative literature review. BMC International Health and Human Rights. DOI: 10.1186/s12914-015-0058-7