7 عاملی که برای تصمیم گیری بهتر باید در نظر گرفت _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

تصمیم گیری خوب مستلزم سنجیدن ارزش پاداش های فوری در مقابل پاداش های تاخیری است. به عنوان مثال، آیا ترجیح می دهیم یک تکه شکلات مصرف کنیم یا پنج تکه؟ پاسخ ممکن است آنقدرها هم که فکر می کنید ساده نباشد.

ابزارهای زیر را امتحان کنید تا به شما در ارزیابی نحوه تصمیم گیری کمک کند.

JerzyGorecki/pixabay

JerzyGorecki/pixabay

1. طعم دادن. اقتصاد ابتدایی به ما می گوید که مصرف بیشتر کالاها و خدمات در معرض کاهش رضایت است. همه لذت ها (مثلاً یک فنجان قهوه در صبح، یک پیاده روی بعد از ظهر) از این قانون کاهش حساسیت پیروی می کنند و جنبه های کمی از زندگی از این واقعیت فرار می کنند.

این جمله که نمی‌توانید چیزهای خوب زیادی داشته باشید به این معنی است که برای هر کالایی که از آن لذت می‌برید (مثلاً یک تخته شکلات)، هر چه بیشتر مصرف کنید همیشه باعث شادی بیشتر می‌شود، اما نه لذت اضافی. به همین دلیل است که مردم تکه های شکلات را تکه تکه می خورند و منتظر می مانند و مزه می کنند. پاداش قدم زدن به معنای کاهش عمدی تحریک به منظور طولانی کردن لذت است.

2. کمتر، بیشتر است. این مفهوم به یک رویکرد مینیمالیستی اشاره دارد – گاهی اوقات، داشتن چیزی کمتر سودمند است. به عنوان مثال، اطلاعات بیشتر در مورد دیگران به طور متوسط ​​منجر به کمتر دوست داشتن آنها می شود. پس از ملاقات، افراد تمایل دارند آنچه را که می خواهند برای دیگران بخوانند و شواهدی از شباهت پیدا کنند که منجر به دوست داشتن آنها می شود. با گذشت زمان، اما، با آشکار شدن شواهدی از عدم شباهت، علاقه کاهش می یابد. هلن فیشر انسان شناس می نویسد که مردم عاشق افرادی می شوند که تا حدودی مرموز هستند. کارشناسان می گویند که “سخت بازی کردن” یک استراتژی موثر برای جذب شریک زندگی است، به ویژه در زمینه عشق طولانی مدت، که در آن فرد می خواهد از تعهد شریک خود مطمئن باشد. بازی سخت برای به دست آوردن تضمین می کند که طرف مقابل آماده تعهد به یک رابطه پایدار است.

3. شادی غیرمنتظره. سیستم پاداش مغز نه تنها به حضور پاداش، بلکه به انتظار پاداش نیز پاسخ می دهد. بخشی از جذابیت رویدادهای ورزشی زنده غیرقابل پیش بینی بودن ذاتی آنهاست. مردم مدام به لذت تجربه پاداش های غیرمنتظره باز می گردند، انگار معتاد هستند.

همچنین وقتی شگفت زده می شویم بهتر یاد می گیریم. در یک محیط کلاسی، دانش آموزان با توضیح شگفت انگیزی که برخلاف انتظارات آنهاست، بیشتر متقاعد می شوند.

4. قدرت کنجکاوی. کنجکاوی را می توان به عنوان شکاف بین آنچه که فرد می داند و آنچه می خواهد بداند تعریف کرد. چنین شکاف های اطلاعاتی باعث ایجاد احساس محرومیت با برچسب کنجکاوی می شود. فرد کنجکاو برای کاهش یا از بین بردن احساس محرومیت، انگیزه کسب اطلاعات از دست رفته را دارد. کسب اطلاعاتی که شخص در مورد آن کنجکاو است ذاتاً لذت بخش است و یادگیری را تسهیل می کند. به طور مشابه، کسب دانش دست دوم در مورد اعمال و نیات دیگران (که در غیر این صورت به عنوان شایعات شناخته می شود) نیز می تواند باعث ایجاد پاداش شود.

5. خواستن در مقابل دوست داشتن. معمولاً لایک و خواستن جوایز دلپذیر به عنوان دو روی یک سکه با هم هستند. دوست داشتن و خواستن در طول زمان توسط سیستم یادگیری به هم مرتبط می شوند. به عنوان مثال، هنگامی که مصرف یک غذای بسیار محبوب باعث واکنش آلرژیک می شود، افراد یاد می گیرند از آن ماده غذایی اجتناب کنند.

از بین رفتن تعادل بین دوست داشتن و خواستن می تواند منجر به تصمیمات بد (یا انتخاب هایی شود که مورد پسند نیستند). ما این را در تمایلات معمولی تری مانند خرید تجهیزات ورزشی، عضویت در باشگاه سلامت و رفتارهای اجباری می بینیم، جایی که احتمال قطع ارتباط بین میل و تجربه لذت از این انتخاب ها وجود دارد. دستیابی به تعادل مناسب ممکن است کلید شادی باشد.

6. پاسخ مشروط. مفهوم روان‌شناختی شرطی‌سازی نشان می‌دهد که اگر یک رفتار با یک تجربه پاداش‌دهنده دنبال شود، حیوان (یا فرد) احتمال بیشتری دارد که رفتار پاداش‌دهنده را در زمان دیگری تکرار کند. به عنوان مثال، یک سگ ترفندی را انجام می دهد تا یک غذای سگ را دریافت کند. اگر یاد بگیرند که بازی های ویدیویی، خرید، یا غذا خوردن با کاهش ناراحتی همراه باشد، احتمال بیشتری وجود دارد که فرد در آینده دست به این عمل بزند.

تهویه به این معنی است که مناظر، صداها، بوها و افرادی که در محیط شما هستند دکمه های شما را فشار می دهند و احساساتی را فعال می کنند که رفتارهای شما را کنترل می کنند. بنابراین، مهم است که به پاسخ های شرطی خود آگاه شوید. هرچه بیشتر آنها را با دقت مشاهده کنید، نیروی کمتری خواهند داشت.

7. از فردا شروع می کنم. همیشه بهتر است تلاش های ناخوشایند را به تعویق بیندازید. وقتی می‌توانیم همه گزینه‌ها را از راه دور نگه داریم، ارزیابی‌های ما از آنها به ارزش‌هایشان در زندگی‌مان وفادار می‌ماند. اما میل ما به پاداش زمانی افزایش می‌یابد که به آن نزدیک‌تر می‌شویم، و اگر به نحوی خود را به ترجیحات قبلی خود متعهد نکنیم، احتمالا تسلیم می‌شویم. برای مثال، بستنی ممکن است ایده بدی به نظر برسد که چند روز قبل از آن در نظر گرفته شود. در جشن تولد ظاهر می‌شود، اما با نزدیک شدن به جشن، بستنی جذاب‌تر می‌شود در حالی که عواقب رژیم غذایی از اهمیت آن کاسته می‌شود. خودآگاهی تصمیم گیری را بهبود می بخشد.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/science-of-choice/202402/7-factors-to-consider-for-making-better-decisions

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید