چگونه جامعه ای را می سازید که اهمیت می دهد؟ _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

کری نولز

گذراندن وقت با دوستان هرگز خیلی سرد نیست.

منبع: کری نولز

بیرون سرد است زمستان واقعی نوعی که نمی توانی تشخیص دهی دوباره برف می بارد یا باد با برف هایی که از قبل روی زمین می باریده است، و باید به خانه برگردی.

من تقریباً برای رفتن به خانه آماده نیستم. من تا عمق شانه در آب ایستاده ام و منتظر شروع کلاس آبزی مورد علاقه ام هستم. من در این صبح سرد تنها نیستم. 30 نفر دیگر در استخر هستند. ما با هم صحبت می کنیم، در مورد برف، دستور العمل های جدیدی که امتحان کرده ایم، و کارهایی که در آخر هفته انجام دادیم، نظر می دهیم. این نوعی مکالمه است که به راحتی با دوستان به اشتراک گذاشته می شود.

وقتی دونا بوچر، یکی از مربیان واقعاً شگفت‌انگیز و با لگد برای شروع کلاس قدم برمی‌دارد، پچ پچ صبحگاهی ساکت می‌شود. قبل از شروع، او ما را در مورد یکی از همکلاسی هایمان که شب قبل روی پله های زیرزمینش لیز خورد و دست به چرخش زد، به ما می گوید. متأسفانه، دونا به ما می‌گوید، تا زمانی که کبودی و درد از بین نرود، به کلاس برنمی‌گردد.

دونا به اطراف استخر نگاه می کند و بررسی می کند که چه کسی آنجاست و چه کسی مفقود شده است و می پرسد که آیا نگرانی وجود دارد یا خیر.

سپس در مورد دمای آب می پرسد. ما به اندازه کافی می دانیم که هوا سرد نیست، زیرا اگر بگوییم سرد است، او تمرین را شروع می کند تا ما را گرم کند و ما تا یکشنبه آن را احساس خواهیم کرد. همه ما می خندیم وقتی کسی فریاد می زند که هوا گرم است. این نیست.

در دنیایی که به دلیل کووید، سیاست، و شکاف‌های اقتصادی و فرهنگی از هم گسسته است، من به دونا احترام و ارادت کاملی قائل هستم، زیرا تمرینی که او انجام می‌دهد یک چیز است، اما حس اجتماعی که او در کلاس ایجاد کرده چیز دیگری است.

ما یک گروه متنوع هستیم. من نمی دانم چه کسی دموکرات یا جمهوری خواه است، چه کسی به کلیسا می رود یا نه، مردم برای امرار معاش چه می کنند یا چه کار می کردند، کجا به دانشگاه رفتند یا حتی اگر رفتند، کجا زندگی می کردند، یا اینکه گیاهخوار هستند یا عاشق. یک استیک خوب همه در آب به کسی که در کنارشان ایستاده اهمیت می دهند و اگر بعد از کلاس متوجه شدم باتری ماشینم از بین رفته است، می دانم که نیازی به درخواست کمک ندارم. یک نفر داوطلب می شد تا ماشین من را بپرد یا تا زمانی که کمک بیاید پیش من می ماند و ما به این موضوع می خندیدیم زیرا برای انجام غیر این صورت خیلی سرد بود.

قبلاً فکر می‌کردم که حس اجتماع زمانی شکل می‌گیرد که مردم ارزش‌ها یا اهداف مشترکی داشته باشند. یا اینکه حس تعلق و رفاقت به این دلیل ایجاد شد که آنها به یک مدرسه می رفتند، با هم کار می کردند یا بچه هایشان در یک تیم فوتبال بازی می کردند.

مطمئناً اینها فعالیت هایی هستند که به ما کمک می کنند تا زمینه های مشترک و احساس تعلق پیدا کنیم. اما شاید این نوع جامعه برای دنیایی که امروز در آن زندگی می کنیم به اندازه کافی بزرگ یا سخاوتمند نباشد.

ایستادن در یک استخر به سختی ولرم در یک صبح برفی زمستانی به من آموخت که جامعه‌ای که اکنون واقعاً به آن نیاز داریم، جامعه‌ای است که در آن به همدیگر اهمیت می‌دهیم، بدون اینکه نیازی به شباهت داشته باشیم. گاهی اوقات به اینکه به چه کسی رای می دهیم، کجا به کلیسا می رویم، با چه کسی ازدواج کرده ایم، در کجا به مدرسه رفته ایم، یا چه نوع خانه ای داریم به اندازه اهمیت دادن به همدیگر بدون هیچ دلیلی مهم نیست، مگر اینکه اتفاقاً کنار هم قرار بگیریم. هفته ای چند بار در آبهای عمیق قرار می گیرند و ممکن است روزی به یکدیگر نیاز داشته باشند.

دونا جامعه‌ای ساخته است که من به آن اهمیت می‌دهم و به آن وابسته هستم – مهم نیست که آب چقدر سرد باشد، به کلاس بیایم زیرا من نه تنها می‌خواهم از نظر بدنی مناسب باشم، بلکه می‌خواهم بخشی از یک جامعه دلسوز باشم.

من با زنی که از پله های زیرزمینش سر خورد و پایین افتاد دوست صمیمی نیستم، اما می دانم او کیست و می دانم که کلاس دونا چقدر برایش مهم است. به همین دلیل است که او را در فیس بوک پیدا کردم و به او پیام دادم که به او فکر می کنم و امیدوارم که او به سرعت بهبود یابد و بتواند به زودی برگردد.

او همین کار را برای من انجام می داد.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/shifting-forward/202401/how-do-you-build-a-community-that-cares

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید