چگونه با ذهن مشغول کار کنیم _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

جاش بارتوک/با اجازه استفاده شد

جاش بارتوک/با اجازه استفاده شد

اینکه بتوانیم در مورد چیزی فکر کنیم، آن را در سر خود بچرخانیم و تأمل کنیم، یک توانایی شگفت انگیز انسان است. به ما امکان می دهد برنامه ریزی و آماده شویم، موقعیت های پیچیده را مرتب کنیم و در مورد اقدامات معنادار تصمیم گیری کنیم. و این توانایی فکر کردن و تصور کردن نیز می‌تواند ما را به آزار افکار یا تصاویر تکراری سوق دهد که در توانایی ما برای تمرکز، حضور در کنار افراد دیگر و حتی حل موثر مشکل اختلال ایجاد می‌کنند.

ذهن شلوغ ممکن است به دلایل زیادی ایجاد شود. ما (مطمئناً من) می توانیم پیشرفت کنیم عادات تفکر، برنامه‌ریزی و آماده‌سازی که باعث می‌شود ما به راحتی در فکر گم شویم، حتی زمانی که آگاهانه آن را انتخاب نمی‌کنیم. رویدادهای ناراحت کننده شخصی یا جهانی که حس انصاف و عدالت ما را به چالش می کشد، می تواند باعث بازبینی مداوم و تعجب ما شود که ما سعی می کنیم آنها را درک کنیم. تلاش‌های ما برای برنامه‌ریزی می‌تواند به راحتی از حالت عملی و مفید به تصور همه چیزهایی که ممکن است اشتباه پیش بروند حرکت کند – که ما را نگران می‌کند و باعث نگرانی بیشتر می‌شود. تأملات ما در مورد فعل و انفعالات یا رویدادهای گذشته به راحتی می تواند از یک ادغام سازنده رویدادهای پیچیده به نشخوار فکری تکراری همراه با پشیمانی و ترس حرکت کند که در تلاش برای “رفع” چیزها، ناراحتی ما را بیشتر می کند.

برخی از این پیشنهادات ممکن است به قطع این چرخه کمک کند و ما را به سمت استفاده های رضایت بخش تر از ذهن و بدنمان هدایت کند.

توجه کنید

ما نمی توانیم عادت ها را تغییر دهیم اگر به آنها توجه نکنیم! بنابراین توجه به اینکه در حلقه ای از افکار تکراری گیر کرده ایم اولین قدم مهم است. ما می‌توانیم راه‌هایی برای توجه به ذهنمان پیدا کنیم که در زندگی‌مان مناسب است.

  • زمانی را برای توسعه مهارت توجه اختصاص دهید: یک استراتژی این است که زمانی را برای تمرین هایی که شامل تمرکز روی یک چیز است، اختصاص دهیم، بنابراین متوجه می شویم زمانی که ذهنمان سرگردان است. این یکی از راه های ایجاد مهارت توجه است. نشستن در یک وضعیت عمودی و راحت و آگاهی بخشی به نفس، شمردن نفس ها یا تمرینات حرکتی مانند یوگا یا تای چی می تواند مفید باشد. گاهی اوقات متوجه می شوم که انجام کاری که نیاز به تمرکز دارد، مانند خواندن یک آهنگ یا خواندن چیزی، به من کمک می کند تا بفهمم ذهنم چقدر مشغول است. وقتی متوجه می شوم که در یک آهنگ جایگاهم را گم کرده ام، می دانم که افکارم تسخیر شده اند.
  • این آگاهی را وارد زندگی روزمره کنید: همچنین می‌توانیم عادت کنیم که به صورت دوره‌ای، ساعتی یا زمانی که وظایف خود را تغییر می‌دهیم، چک کنیم تا ببینیم ذهنمان کجاست. یا ممکن است متوجه شویم که در مکالمه یا هنگام انجام یک کار، حواسمان به افکارمان پرت می شود. این می تواند مفید باشد که آنچه را که متوجه می شویم در مورد آن فکر می کنیم بنویسیم و سپس توجه خود را به کار مورد نظر هدایت کنیم.

مکث کنید

وقتی متوجه شدیم که ذهنمان ما را به جایی رسانده است که انتخاب نکرده ایم، می توانیم لحظه ای مکث کنیم. این ممکن است شامل چند نفس عمیق و توجه به احساس نفس در بدنمان، کشش، یا پیاده روی کوتاه و توجه به احساساتی باشد که وقتی روی یک پا و سپس پای دیگر قدم می گذاریم. یا ممکن است از پنجره به بیرون نگاه کنیم یا کار دیگری انجام دهیم که حواس ما را جذب کند (مانند بویایی، چشایی یا لمس چیزی). مکث می تواند ما را از واکنش به افکار و تصاویری که برایمان پیش می آید باز دارد و به جای آن می تواند به ما اجازه انتخاب عمدی را بدهد.

شفقت نه انتقاد

یک واکنش طبیعی به توجه به یک ذهن مشغول یا پرت شدن، انتقاد را به مشغله اضافه می کند. وقتی سعی می‌کنم در کنار کسی در زندگی‌ام حضور داشته باشم یا کاری را انجام دهم، اغلب وقتی از مسیر خارج می‌شوم و تمرکزم را از دست می‌دهم، از خودم و ذهنم ناامید می‌شوم. من می توانم در آن لحظات انتقادی باشم، به ویژه با توجه به اینکه توجه چیزی است که اغلب درباره آن می نویسم. با این حال، انتقاد از خودم به من کمک نمی‌کند که توجه بهتری داشته باشم – فقط چیز دیگری به من می‌دهد که با آن منحرف شوم. درعوض، سعی می‌کنم در لحظه دلسوزی و مراقبت از خودم را اضافه کنم. این می تواند راهی باشد که من با خودم صحبت می کنم، یا ممکن است شامل انجام کاری باشد که به من آرامش می دهد، مانند نوشیدن یک فنجان چای یا گوش دادن به موسیقی، اگر در جایی هستم که این یک گزینه است. اغلب شامل این آگاهی است که ذهن من به دلایل خوبی به سمت چیزی کشیده شده است، احساساتم قابل درک است و سعی می کنم تا جایی که می توانم با عدم اطمینان یا پریشانی کنار بیایم. با آن مهربانی، می توانم توجهم را به کاری که می خواهم انجام دهم معطوف کنم.

اقدامات را انتخاب کنید

یک بار ما منقطع عادت ما به فکر کردن، توجه داشته باشید از موضوع، و دلسوزانه مکث کرد، سپس می توانیم در مورد چه چیزی فکر کنیم عمل می خواهیم بگیریم اگر افکار مزاحم مربوط به مشکلی است که می‌خواهیم آن را حل کنیم، می‌توانیم زمانی را برای کار مؤثرتر با مشکل اختصاص دهیم و تصمیم بگیریم که چگونه می‌خواهیم به آن نزدیک شویم. این پرسش‌ها می‌توانند به ما کمک کنند تا بفهمیم آیا به مشکلی فکر می‌کنیم که بتوانیم آن را حل کنیم، یا در تلاش برای اجتناب از عدم اطمینان هستیم. ما همچنین می‌توانیم با آنچه برایمان مهم است ارتباط برقرار کنیم و اقداماتی مطابق با آن ارزش‌ها انتخاب کنیم. اگر ذهن ما پر از افکار بی عدالتی و آسیب رساندن به دیگران باشد، ممکن است اقداماتی مانند فعالیت و همبستگی جامعه را انتخاب کنیم. به جای (به طور قابل درک) تکرار مکرر این خشونت ها، می توانیم در عوض اقدامی انجام دهیم تا برای افراد آسیب دیده مفید باشد. اگر در مورد آسیب‌هایی که به خودمان وارد می‌شود نشخوار می‌کنیم، می‌توانیم تصمیم بگیریم که چه چیزی برای ما جبران‌کننده یا ترمیم‌کننده است و آن اقدامات را انتخاب کنیم. ما مجبور نیستیم چیز “درست” را انتخاب کنیم – چیزی که بسیار مفید است انتخاب عمدی چیزی است که توسط خرد درونی و آگاهی ما از آنچه برای ما مهم است انتخاب کنیم.

سپس می‌توانیم توجه کنیم تا ببینیم اعمال انتخابی‌مان چه احساسی دارد و هر بار که ذهنمان مشغول می‌شود و ما را از درگیر شدن کامل در زندگی‌مان دور می‌کند، این چرخه را ادامه دهیم.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/mindfully-doing-what-matters/202403/how-to-work-with-a-busy-mind

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید