چه چیزی باعث می شود که بازیابی حافظه کارساز باشد و کار نکند؟ _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

گاهی اوقات، اطلاعاتی را در حافظه بلندمدت جستجو می کنیم و آن را پیدا می کنیم – نام، عنوان فیلم یا مثالی واضح برای حمایت از یک نتیجه گیری کلی. ما نمی‌توانیم چیزهایی را که باید در مواقع دیگر بدانیم، به یاد بیاوریم، فقط زمانی که دیگر در جستجوی آن نیستیم، آن را به خاطر بسپاریم. و گاهی اوقات، خاطرات بدون توجه، بدون تمرکز یا تلاش به ذهن می‌آیند.

در واقع با بازیابی حافظه چه اتفاقی می افتد؟

قانون بازیابی

بازیابی حافظه مستلزم فعال کردن بازنمایی های ذهنی در حافظه بلند مدت و کپی کردن آنها در حافظه است حافظه کوتاه مدت، جایی که ما آگاهانه آنها را تجربه می کنیم. ما فعالانه به دنبال خاطرات بلندمدت می‌گردیم تا با ارسال نشانه‌های بازیابی که به آنچه می‌خواهیم به خاطر بسپاریم، حافظه را به هوش بیاوریم.1

ایده اصلی این است که حافظه بلند مدت مشابه فضای فیزیکی واقعی است. اطلاعات در جایی ذخیره می شود و سپس بازیابی می شود. می‌توانیم نشانه‌های بازیابی را به عنوان حرکت در مسیرهایی به اطلاعات مورد نظر در حافظه در نظر بگیریم.

چرا بازیابی ناموفق است؟

کارولینا گرابوسکا/پکسل

منبع: Karolina Grabowska/Pexels

حافظه بلندمدت ناخودآگاه ماست، مجموعه وسیعی از بازنمایی ذهنی از نام ها، تصاویر، مفاهیم و قسمت های خاص زندگی ما. وقتی نمی‌توانیم حافظه‌ای را بازیابی کنیم، به این دلیل نیست که حافظه از دست رفته است. به این دلیل است که ما نمی‌توانیم مسیر مؤثری برای آن خاطره پیدا کنیم.

وقفه های متنی. یافتن راه ما به خاطره بستگی به زمینه ای دارد که در آن ابتدا آنچه را که می خواهیم به خاطر بسپاریم رمزگذاری کرده ایم. این زمینه می‌تواند بیرونی و حسی باشد – یک بوی خاص، یک آهنگ، بازی نور در صورت یک فرد – یا درونی – یک حالت، یک حالت فیزیولوژیکی یا یک توالی از افکار.

ما در بازیابی یک حافظه به دلیل عدم تطابق بین زمینه بازیابی و زمینه رمزگذاری شکست می خوریم.

هنگامی که ما ناراضی هستیم، به سختی می‌توانیم رویدادهای شاد را به خاطر بسپاریم. می‌توانیم وارد اتاق شویم و فراموش کنیم که چرا وارد اتاق شده‌ایم، زیرا مکان دیگری را انتخاب کرده‌ایم. ما همچنین از نظر شناختی روی یک عمل خاص متمرکز بودیم، چیزی که باید انجام دهیم، و نه اینکه بعداً آن عمل را به خاطر بسپاریم. ما اغلب رویاها را به خاطر نمی آوریم زیرا زمینه رمزگذاری آنها تقریباً کاملاً داخلی است و پس از بیدار شدن، این زمینه ناپدید می شود.

ایجاد مجدد زمینه رمزگذاری در حین بازیابی، ما را بیشتر به خاطر می آورد. وقتی فراموش می کنیم که چرا وارد یک اتاق شده ایم، بازگشت به مکان اصلی زمینه رمزگذاری و هدف اصلی را احیا می کند.

دخالت. وقتی خاطرات مشابه برجسته‌تر از آنچه می‌خواهیم به خاطر بیاوریم، می‌توانند ما را منحرف کنند و ما را به مسیر اشتباه بازیابی سوق دهند. ممکن است برای به یاد آوردن یکی از آشنایان به نام مارگوت مشکل داشته باشیم و احتمالات دیگری مانند مارلو یا مارگارت را امتحان کنیم. و وقتی “مارگو” را پیدا می کنیم، ممکن است به بازیگر مارگو رابی فکر کنیم، که می تواند نام کامل مورد جستجوی ما را پنهان کند.

کاتیا ولف/پکسل

منبع: Katya Wolf/Pexels

مسیرهای بیش از حد رشد کرده. یک خاطره می‌تواند زنده اما غیرقابل دسترس باقی بماند زیرا مسیرهای رسیدن به آن حافظه مملو از عدم استفاده است. این برای رویدادهای ناخوشایندی که نمی خواهیم به آنها فکر کنیم مفید است. اما همچنین ما را از فکر کردن به رویدادهایی که یادآوری آنها مفید است باز می دارد. نگه داشتن یک دفتر خاطرات می تواند نشانه های بازیابی موثری را ارائه دهد که در غیر این صورت ردیابی آنها را از دست می دادیم.

بازیابی با تاخیر گاهی اوقات پس از تأخیر قابل توجهی به یاد می آوریم. این می‌تواند به‌ویژه در مورد نام‌ها یا زمانی که به چیزی فکر می‌کنیم که باید در طول مکالمه می‌گفتیم – دو ساعت بعد، خسته‌کننده باشد.

بازیابی تاخیری به این دلیل اتفاق می‌افتد که جستجوی ناموفق در مسیرهای بازیابی ناموفق، مسیرهای استفاده نشده نزدیک را مشخص می‌کند. اگر برخی از این مسیرهای نزدیک به حافظه مورد نظر ما متصل شوند، پرایمینگ احتمال فعال شدن آنها را در آینده افزایش می‌دهد و منجر به یادآوری موفقیت‌آمیز می‌شود. یادآوری تاخیری اغلب به طور غیرمنتظره ای اتفاق می افتد زیرا فرآیندهای بازیابی بدون آگاهی مستقیم ما به کار خود ادامه می دهند.

این امر به ویژه زمانی قابل توجه است که ما در حالت نوک زبان هستیم و احساس می کنیم در آستانه یادآوری هستیم. ممکن است نزدیک به یادآوری باشیم یا نباشیم، اما تلاش بیشتری برای بازیابی حافظه مورد نظر خود صرف می کنیم و بنابراین، احتمال بیشتری دارد که بعداً آن را به خاطر بیاوریم.

ادموند دانتس/پکسل

منبع: ادموند دانتس/پکسل

در مکالمه، ما باید اطلاعات مربوطه را به سرعت بازیابی کنیم تا جریان ارتباطات ادامه داشته باشد، بنابراین نمی توانیم خیلی صبر کنیم تا یک مسیر بازیابی موثر ظاهر شود. اگر پس از یک مکالمه کامل از یادآوری تاخیری ناامید شدیم، دانستن این موضوع مفید است که این اتفاق برای هر کسی رخ دهد. این به دلیل پیچیدگی جستجوی سریع انبار حافظه بلند مدت است.

با استفاده از اسامی، بازیابی تاخیری را می توان با استفاده از حافظه قابل اعتماد ما برای چهره ها حل کرد. یک یا دو جلسه تمرین اختصاصی مرتبط کردن صورت (نشان بازیابی) با نام (حافظه جستجو شده) می تواند یک مشکل نامگذاری خاص را برای همیشه حل کند. اشکالی ندارد اگر ارتباط غیرعادی باشد تا زمانی که برای ما کار کند.

یادگاری و بازیابی

ما برای کمک به بازیابی اسامی و مجموعه‌ای از اطلاعات از حافظه‌های یادگاری استفاده می‌کنیم. یادگاری “HOMES” اولین حرف هر دریاچه بزرگ را در یک کلمه جمع می کند تا بتوانیم از هر حرف به عنوان نشانه بازیابی استفاده کنیم. به طور مشابه، بسیاری از افراد SOH-CAH-TOA را برای به خاطر سپردن فرمول های علامت، همنشانه و مماس رمزگذاری می کنند. من “Oscar Had A Heap Of Apples” را یاد گرفتم که مخفف OH-AH-OA است. مجاور بیش از هیپوتنوز; مخالف بر مجاور

برای به خاطر سپردن طبقه‌بندی استاندارد زیست‌شناسی در زیست‌شناسی، می‌توانیم «کیت عزیز، لطفاً برای اسپاگتی‌های عالی بیا» (یا هر ضرب‌المثلی مشابه): دامنه، خانواده، شاخه، طبقه، نظم، خانواده، جنس، گونه را رمزگذاری کنیم.

تناقض با یادگاری این است که آنها در واقع اضافه کردن اطلاعات به آنچه می خواهیم به خاطر بسپاریم.

به جای اینکه فقط نام دریاچه های بزرگ را به خاطر بسپاریم، باید “خانه ها” را به خاطر بسپاریم. و نام دریاچه ها باید درباره اسکار و سیب هایش یاد می گرفتم و فرمول های سینوس، کسینوس و مماس را می دانستم. این پارادوکس روشن می کند که یادگاری چگونه به حافظه کمک می کند.

ما به راحتی می توانیم حجم زیادی از اطلاعات را در حافظه بلند مدت رمزگذاری و ذخیره کنیم. محدودیت ما با بازیابی است.

Mnemonics با دادن تنها یک چیز به ما برای بازیابی کار می کند. یک کلمه یا عبارتی که به راحتی به خاطر سپرده می شود و به آنچه می خواهیم به خاطر بسپاریم اشاره می کند. علم حافظه به ما می گوید که راز به خاطر سپردن ساده کردن بازیابی است.

حافظه غیرارادی – زمانی که بازیابی یک زندگی خاص خود را دارد

هر چند وقت یک‌بار، خاطره‌ای به آگاهی نفوذ می‌کند که با فعالیت‌های جاری ما ارتباطی ندارد. این نفوذ زمانی رخ می دهد که یک ادراک یا تصویر ذهنی متمایز به طور ناگهانی مسیرهای بازیابی استفاده نشده را دوباره فعال می کند.

حتی زمانی که مسیرهای بازیابی غیرقابل دسترس می شوند، بازنمایی های حافظه در طول سالیان متمادی واضح و با جزئیات باقی می مانند. بنابراین هنگامی که یک مسیر استفاده نشده به طور غیرمنتظره ای توسط یک بوی خاص یا یک تصویر خاطره انگیز قابل دسترسی است، خاطره ای که سال ها در نظر نگرفته ایم می تواند ناگهان با وضوح و جزئیات شگفت انگیز بازگردد.2

بهبود بازیابی

خاطرات غیرارادی به ما می آموزند که بازیابی با تمرکز بر جزئیات حسی در زمان رویدادها افزایش می یابد: طعم تلخ و تلخ گریپ فروت در صبحانه، لحن صدای مادر و احساس خنده کامل.

حافظه شخصی نیز با بازدید از مکان های قبلی در زندگی ما تقویت می شود. با فراوانی نشانه‌های بازیابی، یک مکان واقعاً یک مادلین کوچک جهانی است که خاطرات دیرینه‌ای فراموش شده را به یاد می‌آورد.

تداوم حافظه

وقتی نمی‌توانیم چیزی را که معتقدیم می‌دانیم به خاطر بیاوریم، باید در نظر داشته باشیم که هنوز در حافظه بلندمدت است و همانجا باقی می‌ماند. برای یادآوری آن، فقط باید یک نشانه بازیابی موثر پیدا کنیم.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/defining-memories/202401/what-makes-memory-retrieval-work-and-not-work

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید