پیمایش روابط پس از وقفه های روانی _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

کارولینا گرابوسکا/ پکسل

ایجاد تفاهم با عزیزان

کارولینا گرابوسکا/ پکسل

پس از وقفه های روان پریشی، شفای عاطفی مورد نیاز است و بخشی از این بهبودی شامل پیمایش روابطی است که تحت تأثیر وقفه های روان پریشی شما قرار گرفته است. گاهی اوقات مردم نمی توانند تشخیص دهند که در طول روان پریشی شما چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست، به خصوص زمانی که برای شما کاملا واقعی است. این تضاد واقعیت می تواند باعث سردرگمی و ترس در دوستان و خانواده شما شود. گاهی اوقات می توانید باورهای نادرست یا یک روایت نادرست در مورد افراد زندگی خود ایجاد کنید که می تواند برای همه آسیب زا باشد. هنگامی که به ثبات رسیدید، آشتی دادن این روابط ممکن است به دلیل آنچه که دیگران شاهد آن بوده اند، با ترس همراه باشد. ممکن است نگران باشید که الان در مورد شما چه فکری می کنند. آیا دوباره به شما اعتماد خواهند کرد؟ آیا آنها هنوز هم می خواهند بخشی از زندگی شما باشند؟ آیا آنها از شما حمایت می کنند و معتقدند که می توانید بهتر شوید؟ آیا آنها به شما یکسان نگاه می کنند؟

از یک طرف، احساسات دیگران در مورد استراحت شما مهم است و بر آینده روابط شما تأثیر می گذارد، به خصوص احساسات افرادی که از نزدیک شاهد روان پریشی شما بوده اند. اما آنچه دیگران احساس و فکر می کنند تنها بخشی از معادله است. احساسات و دلهره شما نسبت به آنچه دیگران در مورد شما فکر می کنند می تواند مانع از روابط اساسی شود. شما نمی توانید از دیگران به عنوان آینه ای برای آنچه در مورد خود احساس و فکر می کنید استفاده کنید.

احساسات باقیمانده که بر روابط تأثیر می گذارد

در حالی که دارو من را از داشتن هذیان و توهم تثبیت می کرد، هنوز با احساسات واقعی طولانی و فراگیر که در طول روان پریشی تجربه می کردم، برخورد می کردم. به دلیل آسیب‌های روحی‌ام، در تعاملاتم با دیگران بسیار هوشیار و بسیار مضطرب بودم. شرم و خجالتم رویارویی با مردم و رویارویی با آن لحظه حقیقت را برایم سخت کرد: اینکه بفهمم الان در مورد من چه فکر می کنند و آیا هنوز هم می خواهند بخشی از زندگی من باشند. احساسات من باعث انزوای من شد زیرا سعی کردم بدون صحبت با آنها تصمیم بگیرم که آنها در مورد من چه فکری می کنند. حقیقت این است که، در دهه گذشته، تقریباً همه افراد زندگی من، از جمله وضعیت سلامت روانم، من را همانگونه که هستم، پذیرفته اند.

مدیریت حس کنترل

برای کسی مثل من که جدی و محتاط است، که همیشه دوست دارد فکر کند کنترل کامل خودم و محیط اطرافم را در دست دارم، داشتن یک وقفه روانی و از دست دادن تمام کنترل خودم بسیار آزاردهنده بود. من همیشه به این احساس کنترل می‌کنم که مردم درباره‌ام چه فکر می‌کنند، و در طول وقفه‌های روان‌پریشی‌ام کاملاً آن را از دست دادم. با این حال، چیزی که من باید متوجه می‌شدم این است که شما نمی‌توانید کنترل کاملی بر نحوه واکنش دیگران به وقفه روانی خود داشته باشید، به همان اندازه که هیچ کنترلی بر آنچه در طول وقفه روانی خود گفتید و انجام دادید نداشتید. شما باید بپذیرید که زندگی هرگز به طور کامل تحت کنترل کسی نیست، با یا بدون بیماری روانی.

ممکن است به اشتباه مسئولیت چیزهایی را که در طول روان پریشی خود گفته و انجام داده اید به عهده بگیرید، به گونه ای که گویی بر اساس همان معیارها و معیارهایی که به طور معمول از خود دارید قضاوت می کنید. این فقط منجر به سرزنش و شرمساری بی مورد خود می شود. من معتقدم که شما چیزی برای متاسف شدن ندارید جز اینکه دلسوزی برای احساسی که شکست روانی شما می‌تواند باعث ایجاد حسی در دیگران شود داشته باشید. از آنجایی که نمی‌توانید واکنش شخص دیگری به بیماری خود را کنترل کنید، که ممکن است بر اساس عوامل مختلفی باشد، همچنین نمی‌توانید اجازه دهید که نظر دیگران درباره شما احساس شما را در مورد خودتان شکل دهد. بهبودی شما به رای اعتماد این شخص بستگی ندارد، حتی اگر می تواند کمک کند. در این مورد، شما فقط می توانید به آنچه که می توانید کنترل کنید، زمانی که به ثبات رسیدید، نگران باشید. شما هنوز هم می توانید فردی مهربان و مفید باشید که مایل به شنیدن احساس دیگران در مورد آنچه اتفاق افتاده است باشید.

با چه کسی آشتی کنیم

گاهی اوقات، شما کاملاً مطمئن نیستید که با چه کسی آشتی کنید، زیرا ممکن است افرادی در مورد بیماری شما بدانند که شما از آن بی اطلاع هستید. فقط این واقعیت می تواند دلهره آور باشد و باعث افزایش خودآگاهی شود. این می تواند ناراحت کننده باشد که دیگران بدانند شما چه چیزی را پشت سر گذاشته اید، اما شما ممکن است ندانید آن افراد چه کسانی هستند. با چه کسی گفتگو دارید؟ گاهی اوقات، بسته به نوع رابطه، بحث لازم نیست. اگر کسی با شما مهربان است و رفتارش تغییر نکرده است، شاید نیازی به گفتگو نباشد. اگر به کسی آنقدر اعتماد دارید که در مورد آنچه که از سر گذرانده اید به نحوی که به نفع شما باشد، به عنوان معیاری برای دوستی عمیق تر صحبت کنید، این انتخاب شماست. من به شما می گویم که هرگز پشیمان نشده ام که تجربه خود را برای افرادی که واقعاً به من اهمیت می دهند باز کردم. انجام این کار و دریافت خوب تجربه ای شفابخش و آموزنده است.

روابطی که به پایان می رسد

با این حال، از دست دادن یک رابطه یا تجربه “فاصله” کسی از شما می تواند دردناک باشد. وقتی در حال شفا هستید، مهم است که مردم به شما ایمان داشته باشند، حتی اگر نتوانید روی آن حساب کنید. اگر کسی رفتار متفاوتی با شما داشته باشد، ممکن است احساس کنید که به خاطر آنچه تجربه کرده اید مورد قضاوت قرار می گیرید. ممکن است احساس شود که آنها شما را به عنوان یک نقص شخصیتی ذهنی ارزیابی می کنند، حتی اگر چیزی که دارید کاملاً پزشکی و عینی باشد. این ایده می تواند ناراحت کننده باشد که کسی در آنجا باور ندارد که شما می توانید بهتر شوید. به همان اندازه که باید به خودت ایمان داشته باشی، از دست دادن رای اعتماد دردناک است.

حقیقت این است که روابطی که برای من تمام شد با افرادی بود که به هر حال جدا از من رشد می کردند. بیماری من صرفاً یک توجیه نهایی برای پایان دادن به رابطه ای بود که در شرف پایان بود. باید به خاطر داشته باشید که اگر کسی رابطه خود را با شما قطع کند، احتمالاً این موضوع کاملاً مربوط به بیماری روانی شما یا شما نیست. بیشتر در مورد فردی که به خاطر بیماری روانی رابطه خود را با شما خاتمه می دهد تا در مورد شما می گوید.

حفظ روابط از طریق آشتی بسیار مهم است، اما باور به خود و پذیرش خود، مهم نیست که چه باشد، مهمتر است. آشتی فرآیندی است که زمان و شجاعت می‌طلبد، اما ممکن است از اینکه تعداد زیادی از مردم هنوز شما را می‌پذیرند و از شما حمایت می‌کنند، متعجب شوید. شما باید به افرادی که برای شما اهمیت دارند این فرصت را بدهید که شما را با تمام وجودی که هستید بپذیرند.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/healing-mind/202401/navigating-relationships-after-psychotic-breaks

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید