وقتی فرزندتان شما را به خاطر مسائل مربوط به سلامت روانش سرزنش می کند _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

iStock/fizkes

منبع: iStock/fizkes

شما سخت تلاش کردید تا یک زندگی عالی برای فرزندتان فراهم کنید، و اگرچه به هیچ وجه پدر و مادر «کامل» نبودید، اما با آنچه در آن زمان داشتید بهترین کار را انجام دادید. شما به آنها عشق، تشویق و حمایت بی قید و شرط دادید. از نظر شما، شما والد بسیار بهتری نسبت به خودتان بودید و به این افتخار می کنید که عمداً متفاوت بودن را انتخاب کرده اید.

اما اکنون فرزندتان از شما رنجیده است و شما را مسئول مشکلات روانی خود می دانند. چالش‌های آن‌ها با اضطراب و افسردگی تقصیر شماست، و آنها انواع اتهامات را مطرح می‌کنند، بدون توجه به فداکاری‌هایی که برای آنها انجام داده‌اید.

شما سعی می کنید همه چیز را به زبان بیاورید، تمام تلاش خود را برای گوش دادن به کار می گیرید، اما عصبانیت و سردرگمی شما مانع می شود و گفتگوها هرگز به حل مسالمت آمیز ختم نمی شوند. شما نمی توانید سر خود را دور چشم انداز کودکی آنها بپیچید زیرا اینطور نیست که آن را به خاطر بسپارید. دیدگاه آنها به شدت ناعادلانه، بسیار نادرست و شاید کمی مضحک به نظر می رسد. عذرخواهی برای کاری که عمدا انجام نداده اید اشتباه است، که باعث می شود آنها بیشتر در خشم و ناامیدی خود عقب نشینی کنند.

به عنوان والدینی که فرزندشان را دوست دارند، پیمایش در این چالش‌های رابطه‌ای می‌تواند تجربه‌ای عاطفی باشد. شما که از اتهامات و رنجش کور شده اید، ممکن است با احساس گناه، سردرگمی و احساس مسئولیت دست و پنجه نرم کنید.

از آنجایی که هرگز انتظار شنیدن این موضوع را نداشتید که سبک فرزندپروری شما باعث رنج و عذاب می شود، ممکن است زمانی که سعی می کنید نیت خوب خود را با تأثیرات ناخواسته بر سلامت روانی و عاطفی آنها تطبیق دهید، با ترکیبی از همدلی و درماندگی غرق شوید.

این موقعیت دشوار می تواند احساس ناتوانی در شما ایجاد کند، و اگرچه نمی توانید دیدگاه آنها را تغییر دهید یا آنها را مجبور کنید که رنجش و/یا عصبانیت خود را رها کنند، اما بدون گزینه نیستید.

حرکت رو به جلو

پرداختن به موقعیتی که در آن فرزندتان شما را به خاطر مشکلات روانی فعلی خود سرزنش می کند، نیاز به حساسیت و ارتباط باز دارد. در اینجا چند پیشنهاد وجود دارد که می توانید در نظر بگیرید؛ به خاطر داشته باشید که این مراحل نباید به صورت خطی انجام شوند:

همدلانه گوش کنید نه دفاعی. ممکن است فکر کنیم در حال گوش دادن هستیم در حالی که در واقع منتظر فرصتی هستیم تا جنبه خود را از داستان بگوییم، با دیدگاه خود مخالفت کنیم و به آنها نشان دهیم که اشتباه می کنند. این یک مکانیسم دفاعی رایج است که به ندرت به یک راه حل مسالمت آمیز منجر می شود.

هنگامی که از گوش دادن همدلانه استفاده می کنید، به احساس آنها بر خلاف آنچه که فکر می کنند گوش می دهید. این مستلزم آن است که از اتهامات آنها رد شوید و بر احساساتی که از آنها سرچشمه می گیرند تمرکز کنید. اگر به نظر می رسد تنها احساسی که آنها ابراز می کنند خشم است، به خاطر داشته باشید که خشم یک احساس ثانویه است که ناشی از ترس و/یا آسیب است.

احساسات آنها را تأیید کنید، نه دیدگاه آنها. تصدیق و تایید آنچه آنها احساس می کنند به این معنی نیست که شما با دیدگاه آنها موافق هستید. این بدان معنی است که شما در سطح عاطفی با آنها ارتباط برقرار می کنید، و این ممکن است به شروع ترمیم رابطه کمک کند. استفاده از جملاتی مانند “من می توانم احساس کنم که شما بسیار ناراحت هستید و احساس آسیب می کنید” نشان می دهد که شما آنها را در جایی که هستند ملاقات می کنید، نه اینکه سعی کنید احساسات آنها را باطل کنید.

منعکس کنید. در کودکی، مادرم مرتباً در مورد پیش پاافتاده ترین چیزها، دروغ های “سفید” می گفت. “مردم چه فکری خواهند کرد؟” چیزی بود که من اغلب می شنیدم، که روش او برای توجیه دروغ ها بود. من خیلی جوان بودم که نمی توانستم بفهمم این رفتار ناشی از ناامنی های خودش است، از ترس عمیق از اینکه دیگران در یک منظر منفی درک کنند.

مامانم هیچ کاری نمیکرد به من، با این حال آنچه که او مدلسازی کرد تأثیر منفی داشت. در بیشتر دوران جوانی ام، معتقد بودم که ادراکات، صرف نظر از فاصله آنها با حقیقت، قدرت دارند و من نیز از آنها می ترسم. این منجر به شک و ناامنی مزمن به خود شد که در نهایت بر سلامت روان من تأثیر گذاشت.

خود اندیشی به عنوان والدین گامی مهم و اغلب دشوار است، زیرا مستلزم آن است که نه تنها آنچه را که ارائه کرده اید، بلکه هر آنچه را که برای فرزندتان الگو قرار داده اید نیز در نظر بگیرید. پس از آن به همان اندازه مهم است که ریشه های رفتار خود را کشف و درک کنید زیرا ممکن است توانایی شما را در گوش دادن و تشخیص تأثیر آن بر فرزندتان افزایش دهد.

این به این نیست که شما سرزنش کنید، و همچنین به این معنی نیست که فرزندتان «برنده شد.» با چنین طرز فکری، هرگز به یک راه حل مسالمت آمیز نخواهید رسید.

بر روی ارتباط با احساساتی که در کودکی تجربه کرده اید تمرکز کنید، زیرا به شما فرصتی می دهد تا به طور معناداری با احساسات خود ارتباط برقرار کنید. اگر از دست والدین خود آسیب دیده و عصبانی هستید، بدانید که نقاط مشترکی بین شما و فرزندتان وجود دارد و احساسات شما به جای اینکه شما را از هم دور کند، می تواند شما را به هم نزدیک کند.

در طول این فرآیند، شجاعت و لطف ضروری است زیرا به شما کمک می کند با حقایق ناراحت کننده روبرو شوید و این مرحله را با انعطاف پذیری و شفقت طی کنید.

iStock/PeopleImages

iStock/PeopleImages

عذر خواهی کردن. قوی‌ترین عذرخواهی از یک مکان حقیقت می‌آید، و اگر روش‌هایی را که اعمال و انتخاب‌هایتان ممکن است به‌طور ناخواسته بر آن‌ها تأثیر گذاشته باشد، بدون توجه به قصدتان، بازتاب داده و شناسایی کرده باشید، ممکن است یک عذرخواهی بر اساس آنچه در مورد خودتان کشف کرده‌اید، باشد. رهایی بخش ترین چیز برای هر دوی شما “من در آن زمان متوجه نشدم که این روی شما تاثیر گذاشته است و متاسفم.“یک عذرخواهی واقعی در را به روی آشتی باز می کند.

اشتراک گذاری در مقابل مقایسه تجربیات خود و آنچه را که قبل از تبدیل شدن به والدین آنها احساس می کردید با آنها در میان بگذارید – نه به گونه ای که متضمن رقابت باشد، به عنوان مثال “زندگی من سخت تر از زندگی شما بود”، بلکه با تمایل قلبی برای ارتباط عمیق تر. مقدمه گفتگوی خود را با روشن کردن این موضوع بیان کنید. آنچه شما به اشتراک می گذارید برای توجیه نیست، بلکه بیشتر برای توضیح و کاوش با هم است.

الگوهای ناکارآمدی رابطه در سیستم های خانواده را می توان از نسلی به نسل دیگر منتقل کرد، و اگر هر دو بتوانید الگوها و باورهای ناسالم را شناسایی کنید، با هم می توانید تصمیم بگیرید که شرایط را برای نسل های آینده تغییر دهید.

به آنها فضا بدهید. یک رابطه بین دو نفر است، یعنی توسط یک نفر به تنهایی قابل ترمیم نیست. اگر از جایی حقیقت عذرخواهی کرده اید، و آنها همچنان عصبانی و خشمگین هستند، بدانید که شما وظیفه خود را انجام داده اید و کار دیگری نمی توانید انجام دهید. عذرخواهی بارها و بارها ممکن است اتلاف انرژی باشد. شما نمی توانید آنها را مجبور کنید که شما را ببخشند. هر چقدر هم تلاش کنید، نمی توانید به تکامل ذهنی، عاطفی و روحی آنها سرعت ببخشید.

همچنین، اگر متوجه شدید که دائماً سعی می‌کنید بفهمید آنها چه احساسی دارند یا به چه چیزی فکر می‌کنند و باعث می‌شود ساعت‌ها متوالی نشخوار فکری کنید، آگاهانه خود را از دنیای درونی آن‌ها دور کنید و به دنیای خودتان بازگردید. غیرممکن است که شما با اطمینان بدانید که آنها چه احساسی دارند یا چه فکر می کنند، اما همیشه خواهید دانست که چه چیزی برای شما صادق است.

نتیجه

به یاد داشته باشید، هر رابطه بین یک والدین و یک فرزند منحصر به فرد است و ممکن است این پیشنهادات باید متناسب با شرایط خاص شما تطبیق داده شوند. در صورت امکان، از یک درمانگر یا مشاور راهنمایی حرفه ای بخواهید، زیرا می تواند به شما کمک کند تا در این پویایی پیچیده حرکت کنید و به درک بهتر خود کمک کنید.

برای پیدا کردن یک درمانگر، به فهرست درمان روانشناسی امروز مراجعه کنید.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/the-power-of-parallels/202401/when-your-child-blames-you-for-their-mental-health-issues

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید