وقتی غریبه ها می گویند: “بچه های خود را گرامی بدارید، خیلی سریع می گذرد” _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

جاش ویلینک / پکسل

منبع: Josh Willink / Pexels

همه والدین تجربه کرده‌اند که غریبه‌ای وحشتناک به سراغشان می‌آید و می‌گوید: «این سال‌ها را گرامی بدار، خیلی زود می‌گذرد». می تواند مانند یک مشت به روده احساس شود.

اگر خسته شده اید و به یک نخ چسبیده اید، می تواند باعث شود که احساس کنید شکست خورده اید. اگر خوب کار می کنید، می تواند شما را با یک حس ترس وامی دارد که اینها بهترین لحظاتی هستند که زندگی ارائه می دهد، و همه چیز از اینجا به بعد سراشیبی است. پس بیایید برخی از دلایل بالقوه را باز کنیم که چرا مردم این را می گویند و چگونه می توان به طور متفاوت در مورد آن فکر کرد، با این دلیل شروع کنیم:

  1. آنها بی اطلاع هستند. افرادی که این را به والدین می گویند، به نحوه دریافت آن فکر نمی کنند. آنها به این فکر نمی کنند که آیا این باعث می شود احساس خوبی داشته باشید یا بد.
  2. آنها می خواهند درگیر شوند. وقتی سگم را پیاده می‌کنم، همیشه از نحوه برخورد مردم با من برای تعامل با حیوان خانگی‌ام سرگرم می‌شوم. انجام این کار با کودکان از نظر اجتماعی تابو است، بنابراین مردم به صحبت در مورد تجربیات خود متوسل می شوند (مثلاً من دو دختر دارم و همه آنها اکنون بزرگ شده اند.) یا توصیه (ناخواسته) ارائه می دهند.
  3. پشیمانی دارند. وقتی این افراد مورد بررسی قرار می گیرند، گاهی اوقات این افراد می گویند که ای کاش در جوانی زمان بیشتری را با فرزندان خود می گذراندند. ای کاش آنقدر پریشان نبودند. آنها ممکن است احساس کنند که از شما در برابر اشتباه مشابه محافظت می کنند.

صرف نظر از منطق آنها برای اشتراک گذاری، شما باید با عواقب عاطفی مقابله کنید. برای تسکین هرگونه احساس گناه یا اضطرابی که ممکن است ایجاد کند، به این نکات توجه کنید:

  1. اگر این نظر شما را آزار می دهد، به احتمال زیاد به این دلیل است که می دانید بچه ها سریع بزرگ می شوند. شما سعی می کنید در لحظه حال بمانید و تا حد امکان از فرزندان خود لذت ببرید. شما در حال حاضر آن را انجام می دهید.
  2. برای هر سنی خوب و بد وجود دارد. نوزادان کاملاً شایان ستایش و کاملاً خسته کننده هستند. به سال هایی که با فرزند یا فرزندان خود گذرانده اید فکر کنید و شگفت انگیز و سخت را به خاطر بسپارید. هر مرحله ترکیبی از هر دو است و افرادی که عینک های رز رنگی دارند فراموش کرده اند. سعی کنید احساس گناهی را که به خاطر دوست نداشتن هر دقیقه والدینی که صرف می کنید، از خود دور کنید. داشتن احساسات پیچیده در مورد یک تجربه پیچیده طبیعی و درست است.
  3. شما همه را با خود حمل می کنید. در رول دوربین خود اسکرول کنید، ممکن است درد دلتنگی را احساس کنید. به جای اینکه آن را به عنوان یک از دست دادن تصور کنید، آن را با قدردانی مجدداً در چارچوب قرار دهید. شما در این زندگی عشق عمیقی را احساس کرده اید. از بین نرفته است. آن احساس و خاطرات را برای همیشه حفظ خواهید کرد. آنها اکنون بخشی از شما هستند. و هنگامی که والدینی را که دوش نگرفته و خسته هستند با نوزادی در حال گریه در فروشگاه می بینید، حتی ممکن است احساس قدردانی کنید که موفق شدید.
  4. کودک درون خود را شفا دهید. گاهی اوقات، وقتی احساس دردهای عمیقی در مورد رشد فرزندانمان می کنیم، ممکن است به این معنی باشد که ارتباط ما با فرزند درونی خود قطع شده است. یک مکان ساکت پیدا کنید که بدون وقفه در آن حضور داشته باشید و از کودک بخواهید که جلوتر بیاید. با کودک درون خود گفتگو کنید و از او بپرسید که چه می خواهد و چه نیازی دارد. کاری کنید آنها احساس کنند دیده شده و دوست داشته می شوند. احترام گذاشتن به این رابطه و آوردن فرزند درونی خود به امروز می تواند فشار را از فرزندان شما برای جوان ماندن کم کند.
  5. شما می توانید یک آشیانه خالی فعال باشید. اگر فکر می‌کنید سال‌های لانه خالی برایتان چالش‌برانگیز است، می‌توانید به دنبال مشاوره یا یک دوست عزیز برای پردازش این احساسات باشید. در مرحله بعد، می توانید به دنبال خروجی های جدید برای ایجاد معنا و هیجان در زندگی خود باشید. بسیاری از مردم در سال های خالی آشیانه خود مولد و راضی هستند. به خود اعتماد داشته باشید که شما نیز متوجه خواهید شد که چگونه این کار را انجام دهید.

ممکن است سخت باشد که صحبت های مردم را شخصاً نگیرید یا تا روزها بعد آن را نخورید. با این حال، امیدواریم که وقتی به عقب برگردید، می توانید ببینید که نظرات آنها بسیار بیشتر از شما درباره آنها صحبت می کند.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/the-science-of-self/202401/when-strangers-say-cherish-your-kids-it-goes-by-so-fast

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید