وقتی درست غذا خوردن اشتباه می شود _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

یکی از بیماران من اخیراً گفت که از دوست پسرش خواسته است که او را به یک رستوران شیک جدید ببرد. او در ابتدا موافقت کرد، اما به زودی شروع به ارسال پیامک سوالات دقیق درباره منو کرد. آیا چیزی بدون کربوهیدرات دارد؟ او می خواست بداند. آیا گوشت گاو ارگانیک است؟ او به منو نگاه کرد اما نتوانست تشخیص دهد، بنابراین در نهایت خودش با رستوران تماس گرفت. وقتی او با پاسخ های رستوران به دوست پسرش رفت، با این فکر که این موضوع را حل می کند، او با سوالات بیشتری پاسخ داد. آیا آشپز می تواند به جای روغن دانه از کره استفاده کند؟ آیا نانی دارند که با آرد نارگیل یا کاساوا درست شده باشد؟ این زمانی بود که او شروع به فکر کردن کرد که آیا این قرار شام واقعاً برگزار می شود یا خیر.

مارکو ورچ / فلیکر

مارکو ورچ / فلیکر

ممکن است کسانی که در موقعیت‌هایی مانند این بوده‌اند – یا شاید در این سناریو موقعیت دوست پسر را اشغال کرده‌اند – به‌عنوان تلاش برای خوردن «درست» توصیف شوند، اما چنین تلاش‌هایی در جهت درستی می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی شود، حتی اگر به دنبال ترویج خوب باشند. سلامتی. عبارت ارتورکسیا، در سال 1997 توسط استیون براتمن در مجله یوگا، این وضعیت را با “ortho” به معنای “درست” و “orexis” به معنای “اشتها” توصیف می کند. اگر کلمه آشنا به نظر می رسد، به این دلیل است که دارای پژواک است بی اشتهایی، اگرچه در این مورد توجه به کیفیت غذای مصرفی است نه کمیت آن.

حتی اگر مبتلایان به آن سخت تلاش کنند تا خوب غذا بخورند، ارتورکسیا می تواند باعث مشکلات سلامتی شود. دان و همکاران (2016) گزارش می‌دهند که تثبیت «درست غذا خوردن» در موارد شدید می‌تواند منجر به سوءتغذیه یا مشکلاتی مانند بیگانگی از همسالان یا استرس در رابطه فرد شود. (همانطور که سینا (2019) می گوید، موقعیتی مانند این باید باعث ایجاد مشکلاتی در عملکرد شغلی یا رابطه ای شود تا اختلال نامیده شود.) به علاوه تشخیص ارتورکسیا می تواند سخت تر باشد زیرا تشخیص آن آسان نیست. در حال حاضر فاقد معیارهای رسمی تشخیصی است، اگرچه پرسشنامه ها و غربالگری ها در گذشته انجام شده است (مانند دونینی و همکاران در سال 2005). DSM-V ارتورکسی را به عنوان یک “اختلال تغذیه و خوردن نامشخص” طبقه بندی می کند تا یک سندرم در نوع خود. همچنین بین ارتورکسیا و اختلال وسواس اجباری (طبق گفته پونتیلو و همکاران، 2022) همپوشانی زیادی وجود دارد، و دانستن اینکه وسواس و اجبار مرتبط با غذا از یک تشخیص گسترده‌تر OCD ممکن است به کجا ختم شود و معیارهای خاص برای ارتورکسیا دشوار است. ممکن است شروع شود

برای شناسایی ارتورکسیا، می توان هر یک از یک سری علائم یا نشانه ها را جستجو کرد. این نشانه ها شامل یک لیست طولانی است. حتی علائم خفیف ارتورکسیا ممکن است نشان دهنده وضعیتی با پتانسیل جدی تر یا خطرناک تر شدن باشد. طبق گفته کوون و همکاران (2015)، رفتارهای زیر خطر ابتلا به ارتورکسی را نشان می دهد – اما به طور انحصاری آن را شناسایی نمی کند:

  • امتناع از خوردن هر چیزی غیر از گروه کوچکی از غذاها
  • حذف تعداد زیادی از اجزای مختلف غذایی مانند کربوهیدرات ها، لبنیات، گوشت، محصولات حیوانی و شکر
  • بررسی اجباری برچسب های مواد غذایی یا لیست مواد تشکیل دهنده
  • نشان دادن ناراحتی و ناراحتی زمانی که غذاهای مورد نظر در دسترس نیست
  • فکر کردن بیش از حد به غذا
  • با وسواس برنامه ریزی کنید که قبل از رویدادهای آینده چه بخورید

مقاله جدیدتر هریس و همکاران در اختلالات خوردن و وزن مجله (2020) همچنین در پیدایش ارتورکسیا، سطوح بالای کمال گرایی، احساس برتری بالقوه در مورد تغذیه، و عدم تحمل تصمیمات مربوط به غذای افراد دیگر را دخیل می داند. سال گذشته، شایبر و همکاران. (2023) نیز به این لیست اضافه شد و اشاره کرد که بسیاری از افرادی که به درستی غذا خوردن وسواس دارند، تأثیرگذاران غذا و تغذیه را نیز با وسواس در رسانه های اجتماعی دنبال می کنند.

بدیهی است که خوردن غذاهای سالم چیز خوبی است – پس چگونه این انگیزه مثبت به یک اختلال تبدیل می شود و کدام یک از افراد سالم باید متوجه علائم جزئی خود شوند تا مبادا بدتر شوند؟ همانطور که گوروود و همکاران. در سال 2016 اظهار نظر شد، عوامل مختلفی ممکن است در ایجاد یک اختلال خوردن مانند ارتورکسیا نقش داشته باشند: «ترجیحات غذایی، تفاوت‌های ارثی در ادراک طعم، نئوفوبیا یا حساسیت غذایی… شیوه‌های تغذیه والدین، و سابقه اختلالات خوردن والدین». گاهی اوقات، ارتورکسیا می‌تواند با بی‌اشتهایی عصبی یا OCD همپوشانی داشته باشد. کمال گرایی، تفکر سفت و سخت، اشتغال به جزئیات و قوانین و نیاز به کنترل می تواند در هر یک از این اختلالات وجود داشته باشد. به گفته براتمن (1997) یکی از راه‌های تشخیص تفاوت، گفتن روان‌شناختی است: مردم تمایل دارند بی‌اشتهایی خود را به دلیل شرم پنهان کنند، اما به ارتورکسیا افتخار می‌کنند و حتی ممکن است به طور فعال باورهای خود را ترویج کنند. به طور مشابه، افراد مبتلا به OCD اغلب ناراحتی و ناراحتی را با علائم خود تجربه می کنند، در حالی که افراد مبتلا به ارتورکسیا ممکن است کمتر این را نشان دهند و بنابراین می توانند بینش کمتری نسبت به بیماری داشته باشند (کوون و همکاران، 2016؛ دل اوسو و همکاران، 2016). .

هنگامی که نوبت به درمان ارتورکسیا می رسد، یک پیچ مثبت وجود دارد: همانطور که متیو (2005) گفته است، از آنجایی که این بیماران بسیار بر سلامتی متمرکز هستند، ممکن است تا حدودی تمایل بیشتری برای ورود به درمان داشته باشند – اگرچه اختلال آنها ممکن است بر تصمیم گیری و تصمیم گیری آنها نیز تأثیر بگذارد. باعث می شود آنها چنین داروهایی را رد کنند. برای ارتورکسی، هنوز هیچ پروتکل درمانی خاصی ایجاد نشده است، اما یک تیم چند رشته ای ممکن است بهترین گزینه باشد. Mathieu (2005) نشان می دهد که داروهای SSRI (که برای درمان OCD نیز استفاده می شوند) می توانند به کاهش اضطراب، افکار وسواسی و رفتارهای اجباری کمک کنند. کوون و همکاران (2015) نشان می دهد که روان درمانی شناختی-رفتاری می تواند به کاهش علائم ارتورکسیا نیز کمک کند، زیرا CBT می تواند به سمت الگوهای فکری خاص و غیرمنطقی هدف قرار گیرد. افکار وسواسی و رفتارهای اجباری ممکن است به درمان پیشگیری از مواجهه و پاسخ پاسخ دهند. اضطراب در مورد غذاها و هنگام صرف غذا را می توان با آرامش درمانی یا مهارت های مراقبه ذهن آگاهی برطرف کرد. یکی دیگر از اهداف درمان روان درمانی، تنوع بخشیدن به انواع غذاهایی است که بیمار آن را قابل قبول می داند. و اگرچه آموزش تغذیه بیشتر می تواند در اصلاح باورهای مضر یا نادرست در مورد غذاها یا تهیه غذا مفید باشد، اختلاف بین چنین اطلاعاتی و باورهای قبلی بیمار نیز می تواند به جای تسکین آن استرس ایجاد کند. کوون اضافه می کند که اگر ارتورکسیا منجر به کاهش وزن یا سوءتغذیه قابل توجه شود، بستری شدن در بیمارستان ضروری است.

با این سطح از پیچیدگی درمان مورد نیاز، و علت آن هنوز مبهم است، جای تعجب نیست که ارتورکسیا هنوز فاقد تشخیص رسمی است. تا زمانی که اطلاعات بیشتری به دست نیاید، بسیاری از افرادی که این علائم را تجربه می‌کنند ممکن است بین رفتارهای واقعاً سالم خود و رفتارهایی که از سلامتی اجباری یا باورهای نادرست مرتبط با تغذیه ناشی می‌شوند سردرگم باشند. دوستان، خانواده‌ها و شرکای آنها احتمالاً بار این سردرگمی را تحمل خواهند کرد. و اگر متوجه شدید که آیا هر یک از این دسته‌بندی‌ها در مورد شما صدق می‌کند، اطلاعات بیشتری را از یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی با تجربه، مورد اعتماد و تحصیل‌کرده جستجو کنید – کسی که در موقعیت مناسب برای ارائه توصیه‌های بی‌طرفانه و دقیق به شما قرار دارد.

برای یافتن یک درمانگر، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/i-hear-you/202401/when-eating-right-goes-wrong

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید