والدین جنوب آسیا و انتظارات آنها _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

“فقط به این دلیل که فرزندان ما از ما آمده اند به این معنی نیست که ما باید به آنها دیکته کنیم که چگونه ماهیت خود را بیان کنند.” – شفالی ثابری، والدین آگاه: خودمان را متحول کنیم، فرزندانمان را توانمند کنیم

برای جنوب آسیایی ها، ایجاد توازن بین انتظارات والدین و انتظارات آنها یک فرآیند مادام العمر است. جلب رضایت والدین و احترام به خواسته های آنها از ارزش های جوامع جمعی است که در برخی موارد می تواند تحسین برانگیز و قابل احترام باشد، اما در موارد دیگر می تواند به شرایط ویرانگری منجر شود. بسیاری از انتظارات در دیاسپورا توسط عوامل جنسیت، جنسیت، مذهب یا ایدئولوژی های فرهنگی تقویت می شود. این موارد به وظایف خانوادگی/نقش های جنسیتی، انتخاب شغل، ازدواج و تنظیم خانواده گسترش می یابد. امروزه، دوفرهنگی‌های جنوب آسیا با تعارضات درونی بیشتری برای متعادل کردن نیازهای والدین خود با نیازهای خود مواجه هستند. با توجه به اینکه انتظارات عمیقاً تعبیه شده است، افراد SA ممکن است خود را در چرخه ای از انتظارات و گناه بیابند که می تواند به طور نامحدود ادامه یابد و به نسل بعدی منتقل شود.

لطفاً توجه داشته باشید که تمام اطلاعات جمعیت شناختی برای محافظت از هویت افراد اصلاح شده است.

وظایف خانواده / نقش های جنسیتی

“ما بسیار ناامید خواهیم شد اگر آنچه را که ما می گوییم دنبال نکنید، ما می دانیم که چه چیزی برای شما بهتر است.”

در خانواده های SA انتظارات زیادی بر اساس سن و جنسیت وجود دارد. به عنوان مثال، از پسران، به‌ویژه بزرگ‌ترین‌شان، انتظار می‌رود که از نظر مالی موفق شوند و با افزایش سن، منبع قدرت و پناهگاهی برای والدین باشند. در برخی موارد از پسران خواسته می‌شود که به خانواده کمک مالی کنند. ساحل، 32 ساله، از نگرانی همیشگی خود در مورد کمک به خانواده و فشارهای اجتماعی برای ایجاد زندگی خود صحبت کرد. او اغلب در مورد توانایی خود برای مدیریت هر دو احساس اضطراب می کرد. او همچنین اعتراف کرد که نگران این است که شریک آینده اش در این مورد چه احساسی خواهد داشت.

در برخی موارد، والدین انتظار دارند که بدون توجه به هر گونه فشار در رابطه، با پسران بزرگسال خود نقل مکان کنند. در حالی که همه بچه ها قادر به انجام این کار نیستند و همه خانواده ها چنین انتظاری ندارند، این وضعیتی است که هنوز وجود دارد و به ویژه در هنگام فوت همسر والدین رایج است.

راوینا، 32 ساله، از این صحبت کرد که چگونه مادرشوهرش، که پس از مرگ شوهرش به خانه نقل مکان کرد، اغلب از مرزهای مربوط به تربیت والدین یا آشپزی در خانه اش عبور می کرد و این یک منبع تنش برای او بود. او اظهار داشت که شوهرش نسبت به این موضوع منفعل است و این باعث احساس درماندگی و کمبود قدرت در او شده است. احساسات او اغلب بین غم و خشم در نوسان بود. هنگامی که آنها در نهایت با مادرشوهرش صحبت کردند، با پرخاشگری منفعلانه و بازی با کارت قربانی مواجه شد که منجر به چرخه ای از گناه برای شوهر راوینا شد.

دختر خاله لالیتا هر هفته به دیدنش می آید و تو حتی نمی توانی این یک کار را برای من انجام دهی.

یک کاتالیزور برای انتظارات والدین از مقایسه بین اعضای جامعه ناشی می شود، به طوری که دختران اغلب در مورد چیزهایی مانند وظایف خانوادگی درک می شوند. برخی از والدین ممکن است از دخترانشان در مورد چیزهایی مانند تماس های روزانه با خانه یا ملاقات های مکرر انتظار بیشتری داشته باشند. بسیاری از اوقات، دختران حتی در سنین بسیار پایین به نقش شبه درمانگر می افتند و انتظار می رود مشکلات والدین را در مورد زندگی خانگی یا والدین دیگر بشنوند. این بسیار گیج‌کننده و گیج‌کننده است، به‌ویژه برای دختران جوان‌تر که مجبور به انجام نقش درمانگر والدین می‌شوند، در حالی که مجبورند روابط عادی خود را با والدین خود حفظ کنند. برای ریا، 23 ساله، هیچ چیز برای مادرش کافی نبود، او همیشه از دخترش انتظار داشت و از احساس گناه استفاده می کرد، حتی اگر باعث نارضایتی ریا شود.

معمولاً از دختران انتظار می رود که تحمل بیشتری داشته باشند و بتوانند کارهای بیشتری را نسبت به خواهر و برادرهای مرد خود انجام دهند. روایت زیربنایی پیرامون این موضوع ممکن است تا حدی ناشی از باورهای مذهبی باشد که در آن دختران از نظر معنوی تکامل یافته اند، قدرت عاطفی بیشتری دارند و بنابراین می توانند چالش های بیشتری را تحمل کنند. برای مثال، شوتا، 25 ساله، نحوه برخورد با اضطراب را در حین کار بر روی پایان نامه دکترای خود در خانه به اشتراک گذاشت. با این حال، پدرش به جای اینکه از برادرش بپرسد، مدام او را برای استراحت برای کمک به او در برخی وسایل خانه سرزنش می‌کرد و از او می‌پرسید که چرا او نمی‌تواند این کار را انجام دهد. برادرش که اضطرابش به صورت علائم جسمی ظاهر می‌شد، به دلیل ناخوشی و «استرس بودن» در کارش معذور شد.

خواهرم مبتلا به اوتیسم است و والدینم قبلاً به من گفته‌اند که وظیفه من این است که وقتی بزرگ شد از او مراقبت کنم.

رانی، 20 ساله، اظهار داشت که در حالی که خواهرش روشنی را دوست داشت، نگران بود که نتواند زندگی خود را ادامه دهد، زیرا باید به خاطر داشته باشد که خواهرش در این نزدیکی است. والدینش اغلب وظایف او را به عنوان خواهر بزرگتر یک دختر معلول یادآوری می کردند. این باعث می‌شود که او احساس گناه کند، به‌ویژه وقتی به زندگی شخصی خود فکر می‌کند. رانی اظهار داشت که خواهرش را دوست دارد اما نگران است که در آینده به مراقبت زیادی نیاز داشته باشد. رانی به دلیل داشتن احساسات متناقض احساس بدی داشت و اغلب هنگام فکر کردن به این موضوع استرس داشت.

حرفه

“به ما گوش کن، ما می دانیم چه چیزی برای شما بهتر است.”

برای برخی از والدین مهاجر، آماده کردن فرزندان خود برای نوع خاصی از موفقیت، تلاش‌های سخت‌گیرانه آن‌ها برای سرمایه‌گذاری در خارج از کشور را تأیید می‌کند. در حالی که نسل‌های جدیدتر شروع به دور شدن از نقش‌های سنتی پزشکی و مهندسی کرده‌اند، انتظارات در مورد داشتن یک مسیر شغلی “محترم” یا “پرسود” همچنان سنگین است. شیوانی به اشتراک گذاشت که بحث در مورد شغل او برای او یک چالش و بسیار استرس زا بوده و گهگاه حملات اضطرابی ایجاد می کند. او از والدینش صحبت کرد که او را تحت فشار قرار دادند تا مدرک علمی را دنبال کند، که او نمی خواست انجام دهد، اما او چند دوره را برای دلجویی از آنها گذراند.

ساچین، 25 ساله، از تمایل به ورود به هنر صحبت کرد، اما با واکنش گرم والدینش مواجه شد. نگرانی اصلی آنها این بود که چقدر پول به دست خواهم آورد و آیا برای حمایت از آینده من کافی است یا خیر. ساچین اعتراف کرد که نسبت به انتخاب هایش احساس گناه می کند و برای والدینش شکست خورده است. در حالی که او در امور مالی کار می کرد، در نهایت با مشکلات روانی مهمی دست و پنجه نرم کرد و باید ترک می کرد. او پس از جستجوی درمان، متوجه گناه بزرگی شد که در دنبال کردن علایقش در بازیگری و موسیقی داشت.

ازدواج

شما به خاطر اعمالتان دردی را برای ما به ارمغان می آورید.

در برخی موارد، انتظارات می توانند ابعاد سمی به خود بگیرند. والدین راشی به او گفتند که او فقط باید با فردی از کاست برهمن و از فرقه خاص آنها ازدواج کند. وقتی والدینش فهمیدند او دوست پسری دارد که از طبقه آنها نیست، عصبانی شدند. آنها شروع به سرزنش و توهین لفظی کردند و او را شرم آور و بی احترامی خواندند. آنها سوگند یاد کردند که او را انکار کنند و حتی خودشان را به مرگ تهدید کردند. راشی با مقابله با هجوم فرمان والدینش بسیار افسرده شد. او متوجه شد که بیشتر به والدینش دروغ می گوید و حتی در صحبت کردن با دوست پسرش دچار حملات پانیک می شود. صدای آنها آنقدر در ذهنش بلند شد که در یک لحظه فکر کرد باید دیگر او را نبیند. راشی باید دائماً در مورد مرزهای خود با والدینش مذاکره می کرد در حالی که به خاطر انجام این کار احساس گناه می کرد و معتقد بود که در نهایت ممکن است حق با آنها باشد.

برنامه ریزی خانوادگی

“دوستان من همه نوه دارند، کی می خواهید مرا پدربزرگ و مادربزرگ کنید؟”

فشارهایی که زنان برای بچه دار شدن وارد می کنند می تواند طاقت فرسا باشد و باعث احساس بی کفایتی و شکست شود. نیدی به اشتراک گذاشت که او برای اولین بار یک سال پس از ازدواجش شروع به سؤال در مورد زمان بچه دار شدن آنها کرد. اکثر والدین و خانواده بزرگ در ابتدا با تمسخر در مورد برنامه های خود می پرسند. در نهایت، در طول سال ها، تحریک ملایم به خواسته های احساس گناه و ترس تبدیل شد. وقتی نیدی در 44 سالگی باردار شد، مجبور شد سؤالات پنهانی در مورد اینکه چقدر دیر بچه دار شده است مطرح کند. نقش احساس گناه و انتظار از سوی والدین، خانواده بزرگ یا اعضای جامعه می‌تواند باعث ناراحتی شدید زوج‌های SA که بعداً صاحب فرزند می‌شوند یا تصمیم به بچه دار شدن ندارند، شود.

بنابراین چگونه می توانیم شروع به تغییر فیلمنامه حول انتظارات کنیم؟ در حالی که تغییر مستلزم استقامت و ثبات است، تشخیص آنچه در درون شما و در وجود شما خوب نیست، می تواند این فرآیند را آغاز کند. بسیاری از SA ها اغلب این ناراحتی را نادیده می گیرند و آن را تحمل می کنند. برای دیگران، این به سادگی دیگر کار نمی کند. هر دو پاسخ کاملاً خوب هستند. این مهم است که ابتدا جایی که هستید را بپذیرید. اما مهم است که بدانید این مسائل چگونه بر ذهن و بدن شما تأثیر می گذارد. این تمرینات ساده را امتحان کنید تا به شما کمک کند تا هماهنگی درونی بیشتری پیدا کنید.

  1. اطلاع: چند لحظه به انتظارات زندگی خود و هر گونه احساس گناه همراهی که دارید فکر کنید.
  2. مجله: انتظارات والدینتان از شما را بنویسید. چه نقشی دارند؟
  3. شناسایی کنید: وقتی به این انتظارات فکر می کنید، چه احساساتی در شما ایجاد می شود؟ این احساسات کجای بدن می نشیند؟ چه حسی به بدن شما می دهند؟ تصور کنید آنها را رها کنید. چه حسی در بدن شما دارد؟ نگه داشتن آنها چه حسی دارد؟
  4. نفس کشیدن: 5 تا 6 نفس عمیق بکشید تا بدنتان در اطراف این احساسات آرام شود. به جاهایی که این احساسات را در خود دارند هوا بفرستید. از کشش برای کمک به رهایی از هرگونه تنش استفاده کنید.
  5. رها کردن احساس گناه: به این فکر کنید که احساس گناه نکردن در بدن شما چه احساسی دارد. چه چیزی باعث می شود که بخواهید نگه دارید؟
  6. درک جمعی: آیا راه‌هایی برای احترام گذاشتن به ریشه‌های جمعی‌تان در حین پیمایش به حقیقت خود وجود دارد؟
  7. صحبت کن: کسی را پیدا کنید که این مطلب را با او به اشتراک بگذارد که بتواند از شما حمایت کند. اما، اگر باعث ناراحتی قابل توجه شما می شود، به دنبال خدمات حرفه ای باشید.

برای یافتن یک درمانگر، از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/the-psychology-of-the-south-asian-diaspora/202401/south-asian-parents-and-their-expectations

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید