من در تسلیم شدن قدرتم یک مجرم مکرر بودم _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

منبع: Daniel Torobekov / Pexels

خود توانمندی مسئولیت زندگی شما را بر عهده می گیرد.

منبع: Daniel Torobekov / Pexels

من در مورد روش های زیادی که برای دستیابی به توانمندی شخصی آموخته ام نوشته ام، اما هرگز مستقیماً در مورد آن ننوشته ام. و من گمان می کنم که بسیاری از افراد مانند من ناآگاهانه قدرت خود را رها کرده اند و آرزو می کنند که می دانستند چگونه آن را پس بگیرند.

توانمندسازی شخصی یا شخصی همه چیز در مورد به عهده گرفتن مسئولیت زندگی و به دست گرفتن کنترل است. این به معنای تصمیم گیری آگاهانه و انتخاب های مثبت در مورد آینده است، مانند داشتن اهداف و هدف. این در مورد تعیین اهداف و دنبال کردن آنها است.

این همچنین در مورد ایجاد مرزها و دانستن زمان گفتن “نه” است. داشتن قدرت عامل مهمی در ایجاد عزت نفس شماست.

اگر برای زندگی خود برنامه ای نداشته باشید – آگاهانه برای آنچه می خواهید انتخاب نمی کنید – شخص دیگری یا شاید به سادگی شرایط آن را به جای شما انتخاب می کند. و احتمالاً برای شما بهترین نخواهد بود.

ممکن است در موقعیت ناگواری قرار بگیرید که مجبور شوید کاری را انجام دهید که دوست ندارید. من بیش از یک بار اجازه داده ام که برنامه زندگی ام به حاشیه برود و هرگز مناسب نبود.

گرسنگی من برای ارتباط، مرا به فردی خوشایند تبدیل کرد

وقتی نوبت به تسلیم شدن از قدرت می‌رسد، من یک مجرم مکرر بوده‌ام. من مردمی بوده‌ام که آنقدر تشنه ارتباط با دیگران بوده‌ام که نتوانستم با خودم صادق باشم. من باید یاد می گرفتم که چگونه قدرتم را بارها و بارها به دست بیاورم، و هر بار، کمی قوی تر و در آن بهتر شدم.

وقتی در سال 1982 ازدواج کردم، به‌طور پراکنده داستان‌هایی با الهام نوشتم، به‌عنوان دلال تجاری شاگردی کردم و برای پرداخت قبوض دو شغل نیمه‌وقت کار کردم. سپس، ایده‌ای برای خرید پستی کتاب خریدم و آن را با بند کفش شروع کردم.

در آغاز سال 1984 زمانی که همسرم پیشنهاد کاری از یک شرکت پوشاک در منهتن دریافت کرد، لحظه لحظه جف بزوس خود را داشتم و دومین کاتالوگم را منتشر می کردم. او می خواست به آنجا نقل مکان کند. با اکراه، برنامه هایم را کنار گذاشتم، قدرتم را رها کردم و به دنبال او رفتم.

یک سال بعد، او فرصتی پیدا کرد تا کسب و کار پوشاک خودش را داشته باشد و ما به آتلانتا بازگشتیم. همانطور که می نوشتم، ناملایماتی که در نیویورک تجربه کردم، انگیزه ای برای تمرکز بر مهمترین هدفم شد: تبدیل شدن به یک نویسنده موفق. من با سرمایه گذاری روی یک کامپیوتر شخصی و نوشتن هر روز به عنوان یک شغل تمام وقت، خودم را توانمند کردم.

من دوباره قدرتم را رها کردم

در سال 1988، من تقریباً چهار سال روی برنامه خود کار کرده بودم که همسرم از من خواست که در شرکت او شریک شوم تا بتواند تجارت خود را گسترش دهد. من که می‌خواستم او را راضی کنم، همه کارهایم را کنار گذاشتم – دوباره قدرتم را رها کردم – و برای چهار سال آینده به طور تمام وقت در شغلی که از آن متنفر بودم، رفتم. وقتی رکود سال 1991 کسب و کار ما را نابود کرد، دوباره به نوشتن برگشتم و آژانس تبلیغاتی کوچکم را افتتاح کردم.

همانطور که به تدریج آن کسب و کار را توسعه دادم، مشاغل نویسندگی آزاد را نیز از آژانس های تبلیغاتی بزرگتر انتخاب کردم. سه سال بعد، یک کار آزاد انجام دادم که جایزه بزرگ تبلیغاتی را برای یکی از آنها گرفتم و رئیس شرکت به من پیشنهاد کار تمام وقت به عنوان نویسنده ارشد کپی رایتر را داد. من ابتدا او را رد کردم، اما او پیشنهاد ضرب المثلی را داد که نتوانستم رد کنم.

من با بسته حقوق و مزایای زیاد از اهداف شخصی خود دور شدم، در حالی که این حرکت را با گفتن به خودم توجیه می‌کردم که جنبه‌هایی از صنعت را یاد خواهم گرفت که غیر از این نمی‌توانستم یاد بگیرم. در گذشته، می بینم که به اندازه کافی به اهدافم متعهد نبودم و عزت نفس لازم برای حفظ قدرت خودم را نداشتم.

گرفتن قدرت من

پذیرش آن شغل من را ملزم کرد که شرکت خود را تعطیل کنم، که تصمیم بدی بود زیرا کمتر از دو سال بعد، آژانس مشتری اصلی خود را از دست داد و من اخراج شدم. زمان وحشتناکی بود زیرا یک هفته بعد همسرم اولین فرزندمان را به دنیا آورد. آنقدر از خودم عصبانی بودم که خودم را در چنین موقعیت آسیب پذیری قرار دادم که عهد کردم دیگر هرگز اهداف و رویاهایم را از دست ندهم.

دیدگاه های شخصی خواندنی های ضروری

این آخرین باری بود که برای شرکت شخص دیگری کار کردم. در نهایت قدرت خود را به دست گرفتم و روند بازسازی کسب و کارم را آغاز کردم. بالاخره متعهد شدم که قدرتم را پس بگیرم.

در اینجا نحوه شروع بازپس گیری قدرت خود آورده شده است

  • زمانی را برای شناخت خود اختصاص دهید: ارزش ها و باورها، نقاط قوت و ضعف، و کارهایی که از انجام آنها بیشتر لذت می برید. این به شما کمک می کند تا نیت خود را تعیین کنید.
  • اهدافی را تعیین کنید و برای دستیابی به آنها برنامه ریزی کنید. یک شریک مسئولیت پذیر پیدا کنید تا به شما کمک کند در مسیر خود بمانید.
  • از انتقاد کردن خود دست بردارید و آن افکار منفی را به موارد تاکیدی مثبت تغییر دهید.
  • آموزش قاطعیت را بگذرانید و بیاموزید که چگونه افکار و نیازهای خود را به وضوح بیان کنید، مودبانه با کسی مخالفت کنید و درخواست‌هایی را که با آرزوهایتان مطابقت ندارد برای وقت خود رد کنید.
  • جامعه یا حلقه اجتماعی خود را گسترش دهید. با گروه هایی از افراد همفکر و مثبت درگیر شوید که برای رسیدن به اهداف مشابه تلاش می کنند.

مسئولیت هر جنبه ای از زندگی خود را بپذیرید: بدن، ذهن و روح

در اینجا چند سوال وجود دارد که ممکن است به شما کمک کند مسئولیت داشتن قدرت خود را بپذیرید.

  • آیا با مصرف تمیزترین هوا، آب و غذا و در عین حال تناسب اندام با فعالیت بدنی، ابتکار عمل را برای زندگی تا حد امکان سالم انجام می دهید؟
  • وقتی ناراحت یا تحریک می‌شوید، آیا با احساسات خود تماس می‌گیرید تا منشأ آن‌ها را بیاموزید و بدانید که چگونه ترس‌های دوران کودکی‌تان ممکن است همچنان اعمال شما را از سطح ناخودآگاه دیکته کند؟
  • آیا باورهای محدود کننده ای را کنترل می کنید که ممکن است شما را از زندگی به گونه ای که می خواهید باز دارد؟
  • آیا هنگام تماشای اخبار یا گوش دادن به سیاستمداران انتقادی فکر می کنید؟

من نیز به نیازهای دیگران نسبت به نیازهای خود وابسته بوده‌ام و بی‌توجهی به آن‌ها پاسخ می‌دهم، که قدرت شخصی من را از بین می‌برد. من معتقدم افرادی مانند من هستند که باید بدانند که قدرت تغییر وضعیت خود، به عهده گرفتن مسئولیت زندگی خود و شروع پیشرفت را دارند.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/the-main-ingredient/202402/i-was-a-repeat-offender-at-giving-up-my-power

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید