مطالعه نگاه وسیع تری به اندازه خانوار، رشد کودکان دارد _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

محققان دانشگاه تگزاس در دانشکده علوم رفتاری و مغز دالاس (BBS) در حال بررسی دقیق‌تر این هستند که چگونه رشد زبان کودکان تحت تأثیر تعداد افراد خانواده آنها قرار می‌گیرد.

استادیار دکتر مندی مگوایر، مدیر مرکز کودکان و خانواده ها (CCF) و دکتر جکی نلسون و همکارانشان تأثیر نسبت بزرگسال به کودک در هر محل سکونت و همچنین تعداد کل ساکنان را ارزیابی کردند. ، در مطالعه ای که در 30 اکتبر به صورت آنلاین منتشر شد، در مورد رشد زبان کودکان روانشناسی رشد.

جمعیت شناسی آمریکا در 40 سال گذشته به طور قابل توجهی تغییر کرده است و تعداد بیشتری از کودکان در خانه هایی با خانواده های بزرگ زندگی می کنند. نشان داده شده است که تراکم بیشتر خانه – نسبت افراد به اتاق خواب در خانه – تأثیر منفی بر رشد زبان کودکان دارد. این نتایج بر اساس خانواده هایی است که بیش از دو بزرگسال ندارند.

مگوایر، نویسنده ارشد این مطالعه و دانشیار گفتار، زبان و شنوایی و همچنین یکی از اعضای وابسته مرکز Callier برای اختلالات ارتباطی، و همکارانش متعجب بودند که آیا بزرگسالان اضافی در خانواده منجر به تأثیر مثبت بر فراگیری زبان می شوند یا خیر.

مگوایر گفت: «در بسیاری از فرهنگ‌ها، وجود پدربزرگ و مادربزرگ در خانه برای حمایت از رشد کودک یک امر عادی است. امروزه به دلیل ملاحظات نژادی و قومیتی و همچنین موقعیت اجتماعی-اقتصادی، تنوع در آرایش خانواده بسیار رایج تر است.

به گفته مگوایر، مطالعه جدید نشان داد که داشتن افراد بزرگسال بیشتر در خانواده مفید است، اما دقیقاً چرا و تحت چه شرایطی نیاز به کاوش بیشتری دارد.

او گفت: «این مطالعه نقطه جهشی برای پرسیدن این سؤالات اضافی بود. پویایی خانواده بسیار پیچیده است، و این در تغییرپذیری در این مطالعه اول منعکس شده است.

این مطالعه شامل 275 کودک 8 تا 15 ساله بود. تیم تحقیقاتی روابط بین تراکم خانوار و نسبت بزرگسالان به کودک را با نمرات واژگان کودکان و همچنین سطح تحصیلات مادران و معیار ذهنی آشفتگی خانه را اندازه‌گیری کرد.

آنها تأیید کردند که تراکم بالاتر خانواده به نمرات واژگان پایین‌تر مربوط می‌شود، اما آنها همچنین تعیین کردند که نسبت بزرگسال به کودک با نمرات بالاتر واژگان کودک و نمرات پایین‌تر آشفتگی خانواده مرتبط است. این الگو به ویژه در خانواده‌های اسپانیایی که حدود نیمی از نمونه را تشکیل می‌دادند، آشکار بود.

نلسون، که همچنین وابسته به CCF است، گفت: «ما یک ارتباط مثبت بین نسبت بزرگسال به کودک و واژگان کودک در کل نمونه مشاهده کردیم. با این حال، وقتی این موضوع را بر اساس گروه های قومی بررسی می کنیم، یک اثر مثبت قوی در میان خانواده های اسپانیایی می بینیم.

نلسون توضیح داد که هرج و مرج خانگی – که به طور ذهنی توسط مراقبان خانواده گزارش می شود – معیار ارزشمندی برای درک افراد از محیط و سطح استرس خود است.

او گفت: «ممکن است همین محیط برای من آشفته باشد و برای شما آشفته نباشد. “جمع آوری این اطلاعات از طریق ادراک خود افراد — به جای رتبه بندی عینی افراد خارجی — می تواند از نظر فرهنگی حساس تر باشد، زیرا افراد با فرهنگ های مختلف ممکن است با سطوح مختلف سر و صدا در خانه راحت تر باشند.”

مگوایر بر روش‌هایی تأکید کرد که این مطالعه تلاش می‌کند تا این حوزه را فراتر از یکنواختی جمعیت‌شناختی پیش ببرد.

او گفت: «روان‌شناسی رشد به‌طور سنتی خانواده‌های سفیدپوست طبقه متوسط ​​را که به طور متوسط ​​دو بزرگسال و دو کودک هستند، مورد مطالعه قرار می‌دهد. “تعداد خانواده به طور مستقیم به تعداد کودکان در آن خانه ها ساده شده است. درک فرهنگ های دیگر و دیگر سناریوهای خانواده وجود ندارد.”

مگوایر گفت که نقش پدربزرگ و مادربزرگ در یک خانواده نیز مهم است که بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

او گفت: “در برخی موارد، پدربزرگ و مادربزرگ می تواند وابستگان دیگری باشند که منابع را از بین می برد. در برخی دیگر، پدربزرگ و مادربزرگ ممکن است در مراقبت و آموزش کودک سهیم باشند – شاید حتی اگر هر دو والدین کار کنند، اکثر مراقبت ها را ارائه می دهند.” “شما ممکن است نتایج بسیار متفاوتی را از این دو موقعیت ببینید. بنابراین، ما باید بدانیم: چه کسی در خانه است و چرا؟ آیا آنها هرج و مرج را کاهش می دهند یا توجه را از کودکان سلب می کنند؟ چه جنبه های اجتماعی-اقتصادی دخیل هستند؟”

به طور کلی، محققان بر این باورند که اندازه خانوار به عنوان یک پیش‌بینی‌کننده منفی رشد زبان در کودکان باید مورد بازنگری قرار گیرد.

مگوایر گفت: «تعداد خانوارهای چند نسلی در 20 سال گذشته چهار برابر شده است. “محیط یک کودک آمریکایی تکامل یافته است و دریچه عظیمی از تحقیقاتی را که باید انجام دهیم باز می کند. ما یک جزء واقعا مهم و پویا از زندگی خانوادگی را نادیده گرفته ایم.”

Sonali Poudel MS’20، PhD’21، که اکنون یک دانشمند محقق در UT Austin است، نویسنده متناظر مقاله بود. همکاران دیگر دانشگاه UT دالاس شامل محمدحسین بهبودی، دانشجوی کارشناسی ارشد شناخت کاربردی و علوم اعصاب بود. Kathleen Denicola-Prechtl MS’14، دانشجوی دکتری علوم گفتار، زبان و شنوایی. استفانی کاسترو BS’21، مدیر سابق آزمایشگاه مگوایر که اکنون دانشجوی دکترا در UT Austin است. و دکتر کارلوس بنیتز-باررا، محقق سابق UTD، که اکنون استادیار علوم و اختلالات ارتباطات در دانشگاه ویسکانسین-مدیسون است.

این کار با کمک مالی بنیاد ملی علوم (1551770) تامین شد.

https://www.sciencedaily.com/releases/2024/03/240306150627.htm

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید