مشکل من یا شما؟ | روانشناسی امروز _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

لیزا سامر/پکسل

منبع: Liza Summer/Pexels

دوست انجی به او می گوید که برای تحریم نکردن فروشگاهی که اتحادیه کارگران آنها را ساکت کرده بود، خودخواه است. هم اتاقی گرگ به خاطر اینکه می خواهد برای میان ترم درس بخواند از دست او ناراحت می شود. کارلا می خواهد یک گروه داوطلب را ترک کند اما نگران است که کارگردان او را ترک کننده خطاب کند.

این‌ها موقعیت‌هایی شبیه به موقعیت‌هایی هستند که مشتریان من با آن روبرو هستند (اسامی و سایر جزئیات برای محرمانه‌بودن تغییر کرده است)، که باعث می‌شود آن‌ها نسبت به احساسات دیگران ناراحت شوند.

برای افرادی مانند من، چنین درگیری‌هایی مانند موقعیت‌های “لعنتی، اگر این کار را نکنی لعنت به نظر می‌رسد”. ما احساس می‌کنیم که مجبور می‌شویم یا در خشم بپزیم یا اگر با خواسته‌های طرف مقابل روبرو شویم، بار سنگینی را تحمل کنیم. در برخی موارد، ما می ترسیم که کنترل احساسات خودمان خیلی سخت شود. من می توانم با این موضوع ارتباط برقرار کنم زیرا مواردی وجود داشته که عصبانیت من به کلمات آزاردهنده سرایت کرده است که بعداً پشیمان شدم.

من سال‌ها تلاش کردم تا این چرخه خشم و شرم را بشکنم و به این نتیجه رسیدم که اگر تفکیک کنم که کدام واکنش‌های احساسی مسئولیت من و کدام یک شخص دیگر است، می‌توان بسیاری از آن را کاهش داد. برای مثال، در حالی که پریشانی انجی، گرگ و کارلا مشکلاتی است که باید با آن کنار بیایند، مسائلی که دیگران با آنها داشتند مال آنهاست.

مطمئناً، افراد زیادی هستند که به اندازه کافی در قبال دردهایی که دیگران ایجاد می کنند، مسئولیت نمی پذیرند. با این حال، در اینجا، من بر مشکلاتی تمرکز می‌کنم که وقتی افرادی مانند من به سمت دیگری گرایش پیدا می‌کنند تا احساسات دیگران را به مشکل خود تبدیل کنند. ما در تشخیص اینکه چه زمانی واکنش منفی دیگران نسبت به ما مشکل آنهاست، مشکل داریم و معتقدیم که اگر به احساسات آنها توجه نکنیم، بی توجه خواهیم بود.

با این حال، از قضا، این نوع تفکر به عصبانیت دامن می زند، که سمی برای روابط است. این کار را با فراهم کردن زمینه برای ساختن داستانی از قربانی بودن تحت ظلم خواسته‌های بیش از حد دیگران یا سرزنش کردن خود برای مشکلات آنها و باور اینکه باید با مماشات با آنها جبران کنید، انجام می‌دهد.

نشانه هایی که نشان می دهد شما در حال خلق این نوع داستان هستید عبارتند از وسواس در مورد تعامل با افراد درگیر، احساس رنجش و تلخی، و داشتن “چرا من؟” افکاری مانند «چرا تلاش بیشتری می‌کنم و همچنان بیشترین تلاش را می‌کنم؟»

به طور کلی، من دریافته‌ام که اجازه دادن به مردم برای مالکیت مشکلاتشان هدیه‌ای به همه درگیران است. این بدان معناست که می‌توانید با مراقبت کافی به دیگران برای مدیریت مسائل خود آزادی عمل بدهید.

اجازه دادن به دیگران برای مالکیت مشکلاتشان الهام بخش است باز بودن رادیکال، یک اصل فلسفی از رفتار درمانی دیالکتیکی کاملاً باز (RO-DBT) که برای سلامت روان مهم است. این مستلزم کنجکاوی در مورد اینکه دیگران چگونه دنیا را می بینند و بدون انتقاد بیش از حد از خود یا واکنش تدافعی نسبت به دیگران، ادراکات خود را زیر سوال می برد.

نمونه ای از اینکه چگونه تقسیم کردن مشکلات می تواند روابط را تقویت کند اخیراً با دختر 9 ساله من مطرح شد. من نان تست فرانسوی را برای صبحانه به او دادم و او با آن خوب بود. با این حال، بعداً آن روز صبح وقتی فهمید که آن روز برای ناهار مدرسه نیز نان تست فرانسوی سفارش داده است، ناراحت شد. او با حرارت گفت که قرار است ناهار را حذف کند، و من گفتم اشکالی ندارد زیرا وقتی به خانه می‌رسد می‌تواند غذا بخورد.

“فکر می کردم بیشتر به من اهمیت می دهی!” او فریاد زد. من با آرامش به او گفتم که به او این آزادی را می دهم که انتخاب کند چه زمانی و چه چیزی بخورد. بعداً همان روز، او به من گفت که از خوردن دو بار نان تست فرانسوی در یک روز لذت می برد و با دوستانش شوخی کرد که ممکن است از من بخواهد آن را برای شام هم درست کنم!

غلبه بر شک و تردید به خود و نزدیک نگه داشتن ارزش های خود می تواند کمک کننده باشد. در این مورد، من روی کمک به انعطاف پذیرتر شدن فرزندم تمرکز کردم.

روابط ضروری خوانده می شود

مراقبت بدون پرداختن به مشکلات دیگران نیازمند زمان و تمرین است. این نکات می توانند در این راه به شما کمک کنند:

1. آزاد کردن صحبت با خود را تمرین کنید.

در حالی که رفتار آزاردهنده ممکن است مستلزم اقدام باشد (مثلاً برقراری ارتباط آشکار با دیگران در مورد اینکه چگونه رفتارهای آنها بر شما تأثیر می گذارد، تعیین مرزها و در برخی موارد فاصله گرفتن از خود)، اجازه دادن به مردم برای مالکیت افکار و احساسات خود رهایی بخش است، حتی زمانی که این مشکلات با شما باشد. شما و شما معتقدید که آنها نادرست یا ناعادلانه هستند. به خودتان بگویید: «ناراحتی من درست است، و در عین حال، می توانم به آنها اجازه دهم که به آنچه می خواهند فکر کنند، فکر کنند.»

2. اجتناب ناپذیر بودن انتظارات از دست رفته را بپذیرید.

ما انتظارات خاصی از روابط را در اوایل زندگی می آموزیم، مانند انتظار این که وقتی به دیگران وقت و توجه خود را می دهیم، آنها نیز متقابل باشند. واقعیت این است که دوستی‌ها همیشه انتظارات ما را برآورده نمی‌کنند، و بد نیست زمانی را برای اذعان به دردناک بودن آن صرف کنیم.

3. بخشش و شفقت به خود را تمرین کنید.

هر دو می توانند به تسکین نیش عصبانیت کمک کنند و به شما کمک کنند تا به یاد بیاورید که آنچه دیگران فکر می کنند منعکس کننده واقعی بودن شما نیست. این مراقبه محبت آمیز نمونه ای از مداخله ای است که بر ارسال احساسات مهربانی به خود و دیگران تمرکز دارد و نشان داده شده است که شفقت به خود را افزایش می دهد.

اجازه دادن به دیگران برای تصاحب مشکلاتشان عموماً باعث افزایش روابط می شود، اما اگر همچنان با شما بد رفتار می شود، بهترین اقدام ممکن است ایجاد خطی برای افراد مهربان تر باشد. علاوه بر این، قدردانی از کسانی که قبلاً با شما خوب رفتار می‌کنند، به شما کمک می‌کند واقعی‌تر زندگی کنید و از نظر عاطفی احساس بهتری داشته باشید.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/alone-together/202403/my-problem-or-yours

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید