رهبران شبکه می سازند | روانشناسی امروز _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

PICRYL

شبکه های ساختار درختی

PICRYL

در عمل من، به مشتریان توصیه می‌کنم کارشناسانی را بیابند که به تحقق دیدگاه‌شان کمک کنند (بدون داده‌های مناسب، چگونه می‌توانند بازار را برای یک ایده جدید بسنجند؟). من به آن‌ها توصیه می‌کنم آن کارشناسان را در قالب تیم‌ها بسازند (اگر متخصصان ارتباط برقرار نمی‌کنند، چگونه می‌توانند مشاوره ارائه دهند؟). اما تغییر دیگری در این رویکرد وجود دارد: ایجاد شبکه‌هایی از افراد (حتی اگر «متخصص» نباشند) که در صورت نیاز در دسترس هستند.

همه در مورد شبکه می دانند. این اصطلاح معمولاً در ارتباط با جستجوی شغل ظاهر می شود (LinkedIn، هر کسی؟). اما شبکه ها کاربردهای دیگری نیز دارند. آنها به ما اجازه می دهند تا دامنه خود را گسترش دهیم. آنها می توانند به عنوان نماینده ما عمل کنند. آنها می توانند به پروژه ای بپیوندند که ما به تنهایی نمی توانیم آن را دنبال کنیم. آن‌ها می‌توانند چرخ‌دنده‌هایی در چرخ‌های بینایی باشند که نمی‌توانند صرفاً بر اساس قدرت شخصی ما حرکت کنند.

بنابراین، افرادی که شبکه‌ها را پر می‌کنند، فقط توصیه نمی‌کنند (همانطور که تیم‌های متخصص انجام می‌دهند). بلکه آنها نقش فعالی در به وقوع پیوستن چیزها دارند. آنها با مشارکت در نحوه رشد چشم انداز کمک می کنند، حتی اگر فقط به صورت موردی و زمانی که نیاز باشد. در این راستا، یک شبکه به اندازه یک تیم به طور رسمی سازماندهی نشده است. خارج از یک سازمان است و اغلب تغییر شکل می دهد. اما از آنجایی که چندان واضح تعریف نشده است، به نیازهایی پاسخ می دهد که کارشناسان آن را برای تخصص محدودترشان بسیار گسترده می دانند.

یک مثال خوب ممکن است یک انجمن فارغ التحصیلان باشد. البته، رئیس یک مدرسه مقدماتی یک تیم جمع آوری کمک مالی دارد که کمپین هایی را برای ساختارهای جدید پردیس و جمع آوری اعضای هیئت علمی در 10 سال آینده طراحی می کند. اما فرض کنید که تیم بسکتبال بانوان پس از سال ها پوشیدن لباس های جدید نیاز به لباس های جدید دارد. رئیس جمهور به انجمن فارغ التحصیلان – عمدتاً شبکه ای از علاقه مندان به ورزش – می رود و برای جایگزینی آن لباس ها بودجه می خواهد.

رئیس جمهور می‌دانست که باید از چه کسی استفاده کند (به عنوان مثال، کاپیتان سابق تیم که ریاست یک صندوق تامینی را بر عهده دارد) و چه کسی به نوبه خود از یک خیاط سفارشی خوب درخواست کند (آلم دیگری که به سرعت کار می‌کند). کارشناسان تیم جمع آوری کمک مالی این ارتباطات را نداشتند. اما رئیس جمهور به عنوان یک رهبر خوب، زاج ها را پرورش داده بود. او فقط شبکه مناسبی برای انجام کار داشت. به عنوان تشکر، آنها بلیط فصل رایگان برای همه بازی های خانگی دریافت کردند.

بنابراین، در این زمینه گسترده، شبکه‌ها گروه‌هایی هستند که کارهایی را با ما و برای ما انجام می‌دهند، زیرا الف) آن‌ها آنجا هستند، و ب) می‌توانند. افراد حاضر در شبکه ممکن است حتی یکدیگر را نشناسند، اما می توانند هماهنگ عمل کنند، زیرا منافع مشترکی دارند (حتی اگر این علاقه فقط آشنایی آنها با ما باشد!). در مورد مدرسه آمادگی، عشق به مدرسه و علاقه به ورزش آن بود. بنابراین، در حالی که ارتباط ما با افراد در شبکه‌هایمان احتمالاً غیر عادی است (برخلاف تیم‌هایمان که به طور منظم با آنها کار می‌کنیم)، این در واقع یک مزیت است، زیرا می‌توانیم از هیچ تیمی با شغل معمولی درخواست حمایت غیرعادی کنیم. توصیفی که همیشه انتظار ارائه آن را دارید.

یک رهبر می داند که چگونه چنین شبکه هایی را ایجاد کند و از آنها به طور موثر استفاده کند. برخی از رهبران هرگز نمی‌توانستند تصور کنند که به مواضع خود رسیده‌اند، مگر به واسطه شبکه‌های اطرافشان. چنین شبکه هایی در حال حاضر وجود دارند، زیرا آنها شروع به شکل دادن به دیدگاه خود به واقعیت می کنند. به این معنا که بهترین رهبران منتظر تشکیل شبکه‌ها نمی‌مانند – آنها آنها را ذخیره کرده‌اند و در مراحل اولیه برنامه‌ریزی‌شان آن‌ها را تشکیل داده‌اند و آنها را آماده نگه داشته‌اند. از این نظر، شبکه ها آینده یک چشم انداز را نشان می دهند و با رشد چشم انداز وارد بازی خواهند شد. آنها ممکن است به کشت دوره ای معینی نیاز داشته باشند. اما آنها آنجا هستند و می‌توانند به محض دریافت اطلاع از نیازشان، وارد عمل شوند (یعنی می‌توانند منسجم شوند).

یکی از مشتریان من، مردی جوان، ابتدا سودمندی متخصصان را کشف کرد و سپس، به طور مهمی، کشف کرد که چگونه می تواند اثربخشی خود را از طریق شبکه چند برابر کند. او یک مدل تجاری کامل بر اساس شبکه ایجاد کرد. اما به جای اینکه تنها ذینفع باشد، اجازه داد که مزایا از طریق شبکه پخش شود (قیاس: رئیس جمهور که بلیط بازی ها را می دهد). اینجاست که او نبوغی از خود نشان داد. بالاخره چه کسی می خواهد بدون شرکت در ارزش پیشنهادی (حداقل برای مدت طولانی) در خدمت باشد؟ این مرد جوان شبکه را به ماشینی برای توزیع منافع متقابل تبدیل کرد.

همه ما می توانیم شبکه هایی ایجاد کنیم که از دیدگاه ما حمایت کنند. اما ما باید آنها را طوری طراحی کنیم که مردم بخواهند متعهد بمانند. مشتری من ابتدا متوجه شد که به متخصصان و سپس تیم ها نیاز دارد. سپس او کشف کرد که شبکه‌ها فقط مانند تیم‌ها نیستند – آنها به‌طور ضعیف‌تر سازمان‌دهی شده‌اند و در نهایت، نه تنها بر اساس مهارت‌ها، بلکه بر اساس در دسترس بودن زمانی که این مهارت‌ها حیاتی می‌شوند، هستند. آنها بسیار مفید هستند، مشروط بر اینکه انگیزه کافی برای عملکرد آنها وجود داشته باشد.

بنابراین، همانطور که به جدایی بین تیم‌سازی و تشکیل شبکه‌های مؤثر (هر چند با سازماندهی ضعیف‌تر) فکر می‌کنید، به این مسائل فکر کنید:

  • آیا شما یک نتورکر ماهر هستید؟ آیا می دانید چگونه مردم را در مورد پیوستن به شبکه خود و کمک به آنچه می دانند هیجان زده کنید؟
  • آیا می‌توانید مانند مشتری من، شبکه‌سازی را سرگرم‌کننده کنید—به همان اندازه که برای اعضای شبکه یک ماجراجویی است؟
  • آیا چشم انداز شما شامل جمع آوری استعدادها در اطرافتان به صورت غیررسمی است تا در صورت نیاز از شما دعوت شود (و پاداش بگیرید)؟
  • آیا متوجه شده اید که چگونه با ارائه پتانسیل رشد به افراد پاداش دهید و آنها را درگیر نگه دارید؟

مشتری من می تواند به این سوالات با یک بله پاسخ دهد. او یک شبکه ساز غریزی بود. اما این مهارتی است که می توانید یاد بگیرید. از قرار دادن خود در آنجا خجالت نکشید. زمین آسانسور خود را آماده کنید. احتمالات را قابل قبول جلوه دهید (نه با ارائه نادرست، بلکه با نمایش دانش خود از یک بازار دست نخورده). بگذارید مردم بدانند که منبع ارزشمندی هستند و آنها را تشویق کنید تا دیدگاه شما را به اشتراک بگذارند. مهمتر از همه، بتوانید استعدادهای همسو با جاه طلبی را تشخیص دهید. اگر افراد بتوانند به رشد عملیات شما و مشارکت در موفقیت آن کمک کنند، نیازی به تبدیل شدن به کارمندان رسمی ندارند.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/resilience/202401/leaders-build-networks

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید