باورهای محدود کننده: 4 قاتل رویایی را که شما را عقب نگه می دارند کنار بگذارید _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

نیر و دور

منبع: نیر و فر

احتمالاً امسال به تمام اهداف خود نخواهید رسید. و اگر این کار را نکنید، احتمالاً به این دلیل نیست که شما ناتوان هستید. این به این دلیل خواهد بود که شما در راه خود قرار گرفتید.

مجموعه ای از باورهای محدود کننده توجه شما را از اهداف و تصمیمات سال نو منحرف می کند. در زیر چهار راه برای شلیک به پای خود با باورهای خود محدود کننده به علاوه نحوه خلاص شدن از شر آنها آورده شده است.

1. کاهش نفس

پس از یک روز طولانی در محل کار، آیا به خود می گویید که احساس خستگی می کنید و احتمالاً نمی توانید آنطور که برنامه ریزی کرده اید به باشگاه یا رویداد اجتماعی بروید؟

سپس شما در حال عضویت در یک باور محدود با پایه علمی اندک هستید.

شما در آن تنها نیستید. چندی پیش بود که من به طور معمول ساعت‌ها بعد از کار روی کاناپه می‌خوابیدم و بستنی می‌خوردم و نت‌فلیکس را تماشا می‌کردم، زیرا «سرسخت» بودم.

یکی از فراگیرترین بخش‌های روان‌شناسی عامیانه این باور است که خودکنترلی محدود است – اینکه ما فقط قدرت اراده زیادی در اختیار داریم و در صورت اعمال بیش از حد ممکن است از بین برود.

روانشناسان نامی برای این افسانه دارند: کاهش نفس، این ایده که ما هر روز مقدار محدودی اراده داریم.

پژوهش نشان می دهد که قدرت اراده منبعی تهی نیست. تداوم ایده کاهش نفس به شما آسیب واقعی می رساند.

در یک مطالعهکارول دوک، روانشناس استنفورد به این نتیجه رسید که نشانه‌های کاهش نفس تنها در شرکت‌کنندگانی مشاهده می‌شود که معتقد بودند قدرت اراده یک منبع محدود است.

فرض کنید تهی شدن نفس ناشی از افکار خود باخته است و نه محدودیت های بیولوژیکی. در آن صورت، این ایده باعث می‌شود تا با ارائه دلیلی برای ترک در زمانی که می‌توانیم پافشاری کنیم، کمتر به اهداف خود دست یابیم.

مایکل اینزلیخت، استاد روانشناسی در دانشگاه تورنتو و محقق اصلی در آزمایشگاه علوم اعصاب اجتماعی تورنتو، دیدگاه سالم تری از قدرت اراده ارائه می دهد: این یک منبع محدود نیست، بلکه مانند یک احساس عمل می کند، در پاسخ به آنچه که وجود دارد، در حال فروپاشی و جریان است. برای ما اتفاق می افتد و احساس ما.

این دیدگاه به ما کمک می‌کند که کمبود انگیزه را به‌عنوان واکنشی موقت در برابر یک کار دشوار بدانیم نه به‌عنوان کاهش کامل دوز روزانه اراده‌مان.

2. سندرم ایمپوستر

سندرم ایمپوستر یک سندرم نیست. این پدیده که در ابتدا «پدیده فریبکار» نامیده می شد، صرفاً یک سوگیری شناختی است. بنابراین وقتی به خود می گویید برای چیزی یا در کاری به اندازه کافی خوب نیستید، احتمالاً هیچ دلیل واقعی برای این باور ندارید.

سندرم ایمپوستر از بین نمی رود. به طرز متناقضی، هر چه “موفق تر” شوید، بیشتر احساس می کنید که یک شیاد هستید.

کلید غلبه بر سندروم فریبکار درک این موضوع است که این یک سوگیری شناختی است و اتصال کوتاه آن:

  • زندگی اکنون خود را با سال گذشته یا پنج سال پیش مقایسه کنید. به دستاوردهای خود و چگونگی رشد خود به عنوان یک شخص توجه کنید.
  • موفقیت های خود را جشن بگیرید.
  • شکست ها را با نزدیک ترین دوستان خود به اشتراک بگذارید و به صحبت های آنها در مورد مبارزات خود گوش دهید.

3. منتقد درونی شما

اگر تا به حال خود را “احمق” یا “احمق” خطاب کرده اید، دست خود را بلند کنید.

همه ما یک منتقد درونی داریم که توانایی ها، ارزش ها و انتخاب های ما را تحقیر می کند. این گفتگوی درونی، که به عنوان خودگویی منفی شناخته می شود، عزت نفس و اعتماد به نفس ما را از بین می برد، انگیزه ما را کاهش می دهد، اضطراب را تقویت می کند و بهره وری را کاهش می دهد.

برای ساکت کردن این منتقد درونی و ایجاد گفتگوی درونی مثبت تر، سعی کنید با خودتان همانطور که با یک دوست صحبت می کنید صحبت کنید. همچنین ممکن است تائیدات خود را تکرار کنید، که باعث افزایش عزت نفس و تغییر ذهنیت شما می شود.

4. حواس پرتی

روز به روز، حواس پرتی بزرگترین مانع برای دستیابی به اهداف شماست. و شناسایی حواس‌پرتی پیچیده‌تر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

خواندن ضروری خود کنترلی

حواس پرتی است هر چیزی که شما را از کاری که می خواهید انجام دهید دور می کند.

تمیز کردن یا شستن لباس‌ها ممکن است مفید به نظر برسد، اما اگر به جای بررسی وضعیت مالی‌تان آنطور که گفته‌اید، آن وظایف را انجام دهید، حواس‌تان را پرت می‌کنند. پیمایش در شبکه های اجتماعی به خودی خود حواس پرتی نیست، مگر اینکه وقتی می گویید از شام با خانواده لذت می برید، این کار را انجام دهید.

اغلب، مردم فکر می‌کنند در برابر حواس‌پرتی درمانده هستند، باوری که با ادعای رسانه‌ها مبنی بر ناتوانی ما در برابر ماهیت «اعتیادآور» رسانه‌های اجتماعی تداوم یافته است. اما ما ناتوان نیستیم فکر کردن که هستی، بسیار شبیه باور به تهی شدن نفس، یک باور خود محدودکننده است که آن را به حقیقت تبدیل می کند.

به همین دلیل است که می گویم با ارزش ترین مهارت آینده تبدیل شدن است حواس پرتی. در کتابم، مدل چهار مرحله‌ای را که برای تبدیل شدن به “غیر قابل حواس‌پرتی” ایجاد کردم، توضیح می‌دهم، اما در اینجا یک مرور کلی وجود دارد:

  1. محرک های داخلی اصلی: حواس پرتی یک فرار ناسالم از احساسات منفی یا محرک های درونی است. اگر کاری را انجام می دهیم که ما را خسته می کند یا باعث می شود احساس بی کفایتی کنیم، با حواس پرتی به دنبال تسکین هستیم. شناسایی، کاوش و مدیریت محرک های داخلی باعث می شود برای فرار از ناراحتی کمتر به سمت حواس پرتی فرار کنید.
  2. برای کشش زمان بگذارید: زمانی را برای کشش یا اقداماتی که به شما در رسیدن به اهداف و ارزش‌هایتان کمک می‌کنند، برنامه‌ریزی کنید تقویم جعبه زمانی. با دانستن آنچه می خواهید در هر لحظه انجام دهید، می توانید عوامل حواس پرتی را بشناسید و با آن مبارزه کنید.
  3. هک مجدد محرک های خارجی: محرک های خارجی هر چیزی در محیط فیزیکی ما است که توجه ما را به خود جلب می کند. آنها می توانند وقفه هایی از طرف خانواده یا همکاران باشند، اما اغلب، اعلان هایی از حوزه دیجیتال هستند: ایمیل، چت گروهی، تلفن شما، فیدهای آنلاین و موارد دیگر. محدود کردن محرک های خارجی تأثیر آنها را خاموش می کند.
  4. با پیمان ها از حواس پرتی جلوگیری کنید: با بستن پیمان ها یا تعهدات قبلی، دفاع خود را در برابر حواس پرتی تقویت می کنیم.

دفعه بعد که رویاهای شما دست نیافتنی به نظر می رسند، از خود بپرسید که آیا در مسیر خود قرار می گیرید و برای غلبه بر آن باورهای محدود کننده که شما را عقب نگه می دارند، قدم بردارید.

نسخه ای از این پست را می توانید در NirAndFar.com نیز مشاهده کنید.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/automatic-you/202403/limiting-beliefs-ditch-the-4-dream-killers-holding-you-back

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید