افزایش هوش هیجانی | روانشناسی امروز _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

در مصاحبه ای برای شرکت سریع چند سال پیش از من خواسته شد تا در مورد مفهوم هوش هیجانی (EI) نظر بدهم. در آن زمان، من در حال تدریس سمیناری درباره جهانی شدن و رهبری بودم.

گفتم: “هوش عاطفی برای احساسات ساده خوب است، اما به پویایی پیچیده ای که در محل کار شما در یک رابطه چند جانبه وجود دارد، نمی رسد.” افراد با هوش هیجانی بالا – که از نظر پاسخگویی، همدلی، گوش دادن و خودآگاهی رتبه بالایی دارند – در تعاملات بین فردی برتری دارند، اما ممکن است همچنان با گروه هایی که برای مدیریت از طریق تعاملات چهره به چهره شخصی بسیار بزرگ هستند مبارزه کنند.

یافتن یک مدیر ماهر که هم در تعاملات تک به تک خوب باشد و هم در تعاملات گروهی ماهر باشد، سخت است. همیشه، شما افرادی را دارید که در یکی یا دیگری بسیار خوب هستند. “اگر شما در بین تیم های جهانی کار می کنید، همانطور که بسیاری از مدیران امروز انجام می دهند، برای موفقیت بیش از EI نیاز است.”

هوش هیجانی بالا همدلی را توصیف می کند که ممکن است در برخی زمینه ها ابزار رهبری ضعیفی باشد. برای موفقیت، یک مدیر باید سطحی از پویایی قدرت را که پروژه ها را انجام می دهد درک کند. استدلال شده است که رهبران EQ بالا با نیت بد می توانند دستکاری های ماهری باشند، اما افراد پاک دل ممکن است در برخی زمینه ها خطراتی را به همراه داشته باشند، مانند حساسیت بیش از حد نسبت به احساسات دیگران برای انجام هر کاری.

هوش عاطفی بیش از 20 سال پیش زمانی که مسائل DEI برجسته نبود، شروع به کار کرد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد توانایی هدایت در محیط‌های کاری متنوع از نظر فرهنگی ممکن است بر هوش عمومی و عاطفی برای برخی از مدیران «برون مرزی» غلبه کند.

فرهنگ و احساسات پیچیده اکنون زمانی که از جهانی شدن صحبت می کنیم، تعامل دارند، که در حال تغییر محل کار به روش هایی است که ما تازه متوجه می شویم. اگر در تیم‌های جهانی کار می‌کنید، همانطور که بسیاری از مدیران امروزه انجام می‌دهند، برای موفقیت بیشتر از EI نیاز است، مانند دانش مکان‌ها، مردم و فرهنگ‌های محلی.

روش‌هایی که افراد احساسات خود را تجربه می‌کنند و با آنها ارتباط برقرار می‌کنند، از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است. وقتی نژاد، قومیت، جنسیت، اعتقادات مذهبی، آداب اجتماعی، گرایش جنسی و سایر عوامل را در ترکیب قرار دهید، پیچیدگی به طور تصاعدی افزایش می یابد.

برای نشان دادن، به عملکرد مقامات سازمان ملل در برخورد با تغییرات آب و هوا نگاه کنید. ممکن است به شما بینشی در مورد این فرآیند بدهد. در این موارد کمتر به هوش هیجانی می پردازد. این فقط یک ترتیب متفاوت از تجزیه و تحلیل است که در مجموع تلاش می کند تا ذینفعان را متقاعد کند تا تصمیمات هماهنگی اتخاذ کنند – با پیامدهای بین فردی، تجاری، محلی، منطقه ای، ملی و جهانی.

این نیست که هوش هیجانی مهم نیست. این فقط یک تکه از یک پازل بسیار بزرگتر است. امروزه، هوش فرهنگی، هوش جهانی، و هوش محیطی یا اکولوژیکی به همان اندازه، اگر نگوییم، اهمیت دارند.

هوش فرهنگی را می توان به عنوان توانایی یک فرد برای درک، توجه و عملکرد متقاعدکننده در زمینه های مختلف با تنوع فرهنگی بالا در نظر گرفت. ما هستیم موجودات فرهنگی توسط شرایط اولیه و بعدی محیط نزدیک ما شکل گرفته است.

هوش جهانی همواره به تأثیر روندهای سکولار جهانی بر زندگی روزمره ما اشاره دارد تکنولوژی، تجارت، سفرو همه‌گیری‌های جهانی که می‌توانند با منظم شدن روزافزون زندگی ما را متحول کنند. با وجود مرزهای ملی، خودمان عمیقاً توسط ابزارها، فناوری ها، سفرها، کالاها و خدماتی که روزانه مصرف می کنیم شکل گرفته است.

هوش محیطی به طور فزاینده ای به آگاهی و سازگاری با تغییرات اقلیمی و بحران قریب الوقوع اشاره دارد.

البته، مانند هر شرکتی از توسعه انسانی، اینها حوزه های به هم پیوسته تحقیق و پژوهش هستند. نیروهای فرهنگ، جهانی شدن و بحران آب و هوا بر توانایی عاطفی و شناختی ما برای انطباق با دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، بدون توجه به اینکه در کجای کره زمین زندگی می کنیم، تأثیر می گذارد.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/leaders-in-the-making/202402/scaling-up-emotional-intelligence

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید