استعداد دست کم گرفته می شود | روانشناسی امروز _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

آدام وایس / گتی ایماژ

منبع: آدام وایس / گتی ایماژ

درست است، گفتم استعداد است دست کم گرفته شده.

به نظر می‌رسد که بیشتر کتاب‌های پرفروش در مورد موفقیت و عظمت بر این ایده تمرکز دارند که استعداد بیش از حد ارزیابی می‌شود، که هرکسی که تمرین و فداکاری خاصی انجام دهد می‌تواند به همان ارتفاعات عظمت برسد. این کتاب‌ها نقش ژن‌ها را کمرنگ می‌کنند و اهمیت شانس، فرصت و انگیزه رسیدن به سطوح بالای تخصص را نشان می‌دهند. این کتاب ها عظمت را در دسترس همه قرار می دهند: اگر فقط کار کنید، می توانید بهترین در جهان باشید.

اشتباه نکنید، من از صمیم قلب موافقم که شانس خیلی مهم است. من در مورد آن نوشته ام اینجا. من همچنین فکر می کنم تمرین مداوم (به روش صحیح انجام شده) اهمیت زیادی دارد. اما من فکر می کنم که ما به یک بحث بسیار صادقانه تر و ظریف تر در مورد نقش استعداد در نتایج زندگی نیاز داریم. چون من همچنین فکر کنید که استعداد بسیار مهم است (حداقل من چگونه آن را تعریف می کنم).

به هر حال استعداد چیست؟

بیایید بلافاصله مفهوم “استعداد ذاتی” را کنار بگذاریم. هیچ کس به دنیا نمی آید که بتواند یک سونات زیبای ویولن سل بنوازد یا یک اثبات پیچیده ریاضی را حل کند. تقریباً هر مهارت و اختراع پیچیده انسانی در طول زمان توسعه می یابد. با این حال، من هنوز فکر می کنم هنوز می توانیم مفهوم استعداد را نجات دهیم.

من استعداد را به عنوان هر بسته از ویژگی های شخصی که کسب تخصص را تسریع می کند یا عملکرد را با توجه به مقدار مشخصی از تخصص افزایش می دهد. (دیدن این مقاله دین کیت سیمونتون برای شواهدی که این دیدگاه را تأیید می کند).

توجه داشته باشید که کل مجموعه خصوصیات شخصی ما – از جمله انگیزه ما برای تمرین در وهله اول – ترکیبی پیچیده از طبیعت و پرورش است. برخی از این خصوصیات شخصی چیست؟ افراد از جهات مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. علاوه بر انگیزه درگیر شدن با حوزه خاصی از دانش، توانایی های شناختی مانند حافظه کاری، روانی کلامی، استدلال سیال و پردازش دیداری-فضایی نیز وجود دارد. سپس ویژگی های دیگری مانند تخیل، خلاقیت، هوش هیجانی، عقلانیت، مهارت های جسمانی-جنبشی، موسیقیایی، هنری و عملی زندگی وجود دارد.

بیشتر وجود دارد. تحقیقات نشان داده است که افراد خلاق تمایل بیشتری به عدم انطباق، غیر متعارف بودن، استقلال، گشودگی به تجربه، قدرت نفس، ریسک پذیری و حتی اشکال خفیف آسیب شناسی روانی دارند. این تأثیرات پیش پا افتاده نیستند (مثلاً، گشودگی به تجربه به شدت خلاقیت را پیش‌بینی می‌کند)، و نمی‌توان آن را صرفاً با تمرین عمدی توضیح داد.

البته، هر حوزه خلاقانه «ایکس فاکتور» خود را از توانایی‌ها و ویژگی‌هایی که برای خلاقیت در آن حوزه ضروری هستند، نشان می‌دهد. به نظر می رسد دستاورد علمی با ضریب هوشی بالاتر نسبت به دستاوردهای خلاق هنری مرتبط باشد، برای مثال. با این وجود، به نظر می‌رسد که برخی از ویژگی‌ها وجود دارند که برای خلاقیت در سراسر حوزه‌ها هدایت می‌شوند.

سپس انبوهی از صفات وجود دارد که بر روی تلاش تجمعی در طول زمان تأثیر می گذارد، مانند خوش بینی، اشتیاق، الهام، کنجکاوی، تعهد به هدف، نیاز به موفقیت، خودکارآمدی، جهت گیری رشد به سمت یادگیری، خودتنظیمی، خود – انضباط، خویشتن داری، وظیفه شناسی و سخاوتمندی.

مهم است، برای همه این صفات ژن ها مرتبط هستند. بسیاری از نویسندگان در مورد این موضوع به طور چشمگیری تمرین عمدی را در برابر “استعداد ذاتی” قرار می دهند. اما این یک دوگانگی نادرست است (من قبلاً مفهوم استعداد ذاتی را از بین برده ام). مژنتیک رفتاری جدید کشف کرده است که تقریباً هر ویژگی روانی– از جمله تمایل و تمایل به تمرین— تحت تأثیر استعداد ژنتیکی ذاتی است.

این به این معنی نیست که ژن ها تعیین کنید رفتار ما این فقط به این معنی است که ژن ها هستند مربوط بر رفتار ما تأثیر می گذارد، از جمله رفتارهای خلاقانه ما. با فرض اینکه همه تفاوت‌های فردی که به خلاقیت کمک می‌کنند تأثیر ژنتیکی دارند، سیمونتون تخمین زد که بین یک چهارم تا یک سوم تفاوت‌ها در عملکرد را می توان به عوامل ژنتیکی نسبت داد. اما همچنین مهم است که تأکید کنیم که این بدان معنا نیست که فرصت‌های محیطی و شانس بی‌اهمیت هستند – آنها بسیار مهم هستند.

خواندن ضروری خلاقیت

با این وجود، از این طریق نگاه می شود، چیزی بسیار وجود دارد شخصی در مورد استعداد کم اهمیت جلوه دادن استعداد، به نظر من، کم اهمیت جلوه دادن توانایی فردی است. منظورم این است که به نظر شما انگیزه تسلط بر دامنه از کجا می آید؟ بدیهی است که این فقط محیطی نیست (اگرچه الگوهای نقش در محیط ما قطعا می توانند الهام بخش ما باشند). همه ما از نظر اینکه چه چیزی توجه ما را جلب می کند و مهمتر از آن اینکه با آن توجه چه می کنیم، متفاوت هستیم.

فرمول تخصص

در یک کاغذ من با روانشناس آنجلا داکورث (نویسنده شن، ما فرمول زیر را وارد کردیم:

تجربه و تخصص (فاصله) = استعداد (میزان یادگیری) x تلاش (زمان انجام کار)*

خواننده زیرک متوجه خواهد شد که این فرمول شکلی مشابه فرمول نیوتن “فاصله برابر است با سرعت ضربدر زمان” دارد. این فرمول یکسری مفاهیم دارد و پیشنهاد می کنم مطالعه کنید این کاغذ برای جزئیات دقیق یک مفهوم این است که موفقیت در درازمدت بیشتر به تلاش بستگی دارد تا استعداد (شما می توانید اثبات ریاضی برای این را ببینید اینجا.)

این می تواند شما را به این نتیجه برساند – “ببینید، استعداد است خیلی سریع نیست. در این فرمول، کسب تخصص یک است ضربی (نه افزایشی) عملکرد استعداد و تلاش. اگر استعداد شما بسیار کم یا نزدیک به صفر است، پس صفر ضربدر صفر است… خوب… صفر است.

برای من این واقعیت که استعداد مهم است چیز خوبی است. ما نباید از این بترسیم. در اینجا چیزی وجود ندارد که بگوید استعداد در بدو تولد تغییر ناپذیر یا ثابت است. من معتقدم که می‌توانیم استعداد خود را برای چیزها با تغییر سطح ویژگی‌هایمان که مربوط به کسب دانش در یک حوزه خاص است، تغییر دهیم.

خلاقیت خیلی بیشتر از تمرین عمدی است

شاید بسیاری از شما در مورد قانون 10 ساله شنیده باشید که در کتاب مالکوم گلدول رایج شده است. پرت: داستان موفقیت. به گفته گلادول، ده سال طول می‌کشد تا در هر حوزه‌ای واقعاً در چیزی خوب شوید. فقط ده سال تمرین کنید و به آن خواهید رسید.

گلادول در واقع علم را در آن کتاب به اشتباه معرفی می کند. این استدلال بر اساس تحقیقات روانشناس فقید K. Anders Ericsson (که دوست شخصی من و همچنین یک شریک جنگی بود) است. خود اریکسون بعدها در زندگی خود تصمیم گرفت تا این رکورد را درست کند در مورد آنچه که یافته‌های او واقعاً می‌گفتند، اما او نمی‌توانست با کتاب پرفروش گلادول رقابت کند.

نکته اینجاست: برخی افراد به وضوح درآمد بیشتری از یک رژیم تمرینی معین دریافت می کنند. شما می توانید این را با اعجوبه هایی که به یک دامنه تسلط دارند به وضوح مشاهده کنید قبل از ده سالگی! واضح است که قانون 10 ساله یک قانون نیست. در حالی که اریکسون آمار تنوع را در خود ارائه نکرده است کاغذ اصلی در مورد تمرین عمدی در میان نوازندگان، روانشناسان دیگر چنین تحلیلی را انجام داده اند.

وقتی روانشناس بزرگ دین کیت سیمونتون به نمونه خود نگاه کرد 120 آهنگساز کلاسیکاو دریافت که به طور متوسط، نزدیک به یک دهه تمرین آهنگسازی قبل از ظهور اولین آثار اصلی مهم بود. انحراف معیار تقریباً به همان اندازه بود، با دامنه بیش از سه دهه. بسیاری از آهنگسازان کمتر از ده سال و حتی بیشتر از ده سال طول کشید. از نظر انتقادی، ستوده ترین سازندگان کسانی بودند که این را گرفتند کمترین زمان نسبت به میانگین برای کسب تخصص لازم.

این مطالعه نشان می‌دهد که سرعت یادگیری مهم است، اما من معتقدم که ما می‌توانیم استعدادهای خود را در هر مقطعی از زندگی خود کشف و پرورش دهیم. خلاقیت تاریخ انقضا ندارد. به نظر می رسد خلاقیت زمانی اتفاق می افتد که آماده رخ دادن باشد. گاهی این اواخر زندگی است و گاهی در اوایل زندگی.

به هر حال، این با این ایده که خلاقیت فقط مربوط به تمرین عمدی است، مقابله می کند. به نظر می رسد کسب تخصص کم جذاب ترین جنبه خلاقیت باشد، زیرا سازندگان تمایل دارند در یادگیری آنچه وجود دارد عجله داشته باشند تا بتوانند فراتر از آنچه وجود دارد بروید.

نتیجه

امیدوارم شما را متقاعد کرده باشم که استعداد (همانطور که من آن را تعریف کردم) برای توسعه متخصص مهم است و خالقان صرفاً متخصص نیستند. خلاقیت بر پایه دانش عمیق استوار است و تمرین عمدی مطمئناً می تواند به بسیاری از جنبه های خلاقیت کمک کند. اما در نهایت، خلاقیت شامل بسیار بیشتر از تمرین عمدی است – که اغلب پیکربندی منحصربه‌فردی از ویژگی‌های شخصی را به جهان می‌آورد که به فرد کمک می‌کند بر مجموعه‌ای از دانش/مهارت‌ها تسلط یابد. و از آن عبور کن

خالقان لزوماً کارآمدترین نیستند، اما ذهن آشفته و فرآیندهای آشفته آنها اغلب به آنها اجازه می دهد چیزهایی را ببینند که دیگران هرگز ندیده اند و مسیرهای جدیدی را ایجاد کنند که نسل های آینده عمداً آنها را تمرین خواهند کرد. من معتقدم که درک دقیق استعداد – حتی صرفاً اذعان به اینکه یک چیز واقعی است – برای نحوه شناخت، پرورش، ارزش گذاری و در نهایت پاداش دادن به انواع مختلف ذهن ها در تمام بخش های جامعه مهم است.

توجه: بخش هایی از این مقاله بود اقتباس شده از این قطعه ای که در سال 2016 در ساینتیفیک امریکن نوشتم.

* این فرمول اولین بار توسط آنجلا داکورث، یوهانس آیشستاد و لایل آنگر در مقاله عالی خود ارائه شد.مکانیک دستاوردهای انسانی“.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/beautiful-minds/202403/talent-is-underrated

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید