آیا می‌توانیم نظریه‌های جدید و قدیمی خنده را با هم مقایسه کنیم؟ _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

مطلب زیر اولین پست دو قسمتی است.

کسانی که با این وبلاگ و وبلاگ آشنا هستند نظریه آسیب پذیری متقابل خنده (MVT) ممکن است به این موضوع علاقه مند باشد که چگونه نتایج سایر محققان (یعنی کسانی که طرفدار نظریه های مختلف هستند) با نظریات من تلاقی می کنند. به هر حال، اگر پرکس (2012) درست باشد، برجسته‌ترین تئوری‌های خنده/طنز (نظریه‌های برتری، ناسازگاری، و تسکین تنش) بیش از 2000 سال است که تا حدودی آموزنده بوده‌اند. اگر وجود داشت واقعاً جای تعجب خواهد بود نه مناطق همپوشانی با MVT.

منبع: Alexas Photos/Pexels

منبع: Alexas Photos/Pexels

یک مثال برجسته از این تلاقی افکار مربوط به اهمیت تفاوت های وضعیت و تمایل به برابری بیشتر است، چیزی که توسط MVT نیز مطرح شده است، که خنده را به عنوان درک می کند. تأیید صریح آسیب پذیری متقابل. جویس هرتزلر (1970) مشاهده کرد: «خندیدن با هم از سوی ساکنان موقعیت‌های مختلف ممکن است یک اثر برابری متمایز داشته باشد، و اغلب برای ایجاد حداقل یک احساس موقت، احتمالاً حتی حالت برابری، به آن متوسل می‌شود». این به نظر بسیار شبیه MVT است، زیرا وضعیت همان چیزی است که مردم از آن استفاده می کنند اندازه گرفتن آسیب پذیری – وضعیت بالاتر مساوی با آسیب پذیری کمتر است. وضعیت پایین تر با آسیب پذیری بیشتر (سایمون، 2020).

در اینجا من آنچه را که نویسندگان هر مدل مفهومی جدید باید در استدلال‌های خود بگنجانند ارائه می‌دهم: اینکه چگونه نظریه آنها بینش‌های آشکار و نقاط قوت توضیحات قبلی را تطبیق می‌دهد، حتی اگر به دنبال درک جامع‌تری پیش رود.

تطبیق نظریه ناسازگاری

همانطور که ممکن است به خاطر داشته باشید، طرفداران نظریه ناسازگاری جستجوی خود را برای نقش خنده در مراکز فکری عقلانی مغز انسان آغاز می کنند. آنها معتقدند خنده پاسخی شناختی به ادراک ناسازگاری است. ما به چیزها یا شرایط نمی خندیم مگر اینکه ابتدا آنها را غیرعادی تشخیص دهیم، برخلاف انتظاراتمان، و سپس به «حل و فصل» بپردازیم که چگونه انتظارات ما فریب خورده است. این امر به ویژه زمانی صادق است که ترس ما از برخی پیامدهای جدی ناگهان اشتباه، «خوش خیم» (مثلاً مک گرو و وارن، 2010)، یا «بازیگوش» (مانند وینکلر و برایانت، 2021) باشد.

ما به وضوح می‌توانیم ببینیم که تئوری عدم تطابق به راحتی با MVT ترکیب می‌شود. در جایی که نظریه ناسازگاری از مفهوم نسبتاً گسترده و گسترده «ناهمخوان» در مقابل «مورد انتظار» استفاده می‌کند، MVT بین درک «آسیب‌پذیری» و «هنجار» تمایز قائل می‌شود. در جایی که نظریه ناسازگاری اهمیت «ناهمخوانی نزولی» یا «قاب بازی» را تشخیص می‌دهد، یک پیامد (یا موقعیت) جدی که با یک پیامد نه چندان جدی جایگزین می‌شود، MVT بین «کمبود» و «آسیب‌پذیری» تمایز قائل می‌شود.

منبع: Aryaman Chaturvedi/Pexels

منبع: Aryaman Chaturvedi/Pexels

ما از “قطعنامه” چه می گوییم؟ مفهوم مهم تفکیک به تئوری عدم تطابق کمک می‌کند تا ناهماهنگی‌هایی را که ویژگی‌های شوخ طبعی ندارند، توضیح دهد. طرفداران صرفاً ادعا می کنند که ناسازگاری “حل نشده” است – به عبارت دیگر، مخاطب اطلاعات لازم برای حل معمای خاص را ندارد. این تفاوت‌هایی را توضیح می‌دهد که ممکن است بین دیدگاه یک کودک و یک بزرگسال، یا بین فردی که با یک موضوع یا مجموعه مهارت‌های خاص آشنایی کمتری دارد و شخصی که خیلی بیشتر از آن مطلع است، بیابد.

MVT نیز نیاز به سطح معینی از اطلاعات را تشخیص می دهد تا آسیب پذیری را از نرمال بودن یا کمبود تشخیص دهد، اما در توضیح تنوع بسیار فراتر می رود. این تفاوت‌ها را در شیوه‌ای که ما ممکن است نشان می‌دهد درک یا در درک آسیب پذیری (مثلاً خلق و خو یا شخصیت کلی)، تفاوت در نحوه تعیین اهمیت تغییرات بالقوه در وضعیت (مثلاً زمینه فرهنگی)، و به همان اندازه مهم، تفاوت در تمایل ما به بیان احساسات ما در مورد آن وضعیت تغییر می کند (به عنوان مثال، رابطه ما با دیگران در نزدیکی). وقتی ناهماهنگی از «قطع‌بندی» صحبت می‌کند، در واقع به فرآیندی اشاره دارد که از طریق آن شخص بین آسیب‌پذیری درک شده و تأثیری که آسیب‌پذیری بر مرجع می‌گذارد ارتباط برقرار می‌کند. وضع موجود.

تئوری تسکین تنش آشتی

اگر نظریه ناسازگاری عمدتاً با پیش نیازهای شناختی خنده سروکار دارد، نظریه تسکین تنش عمدتاً بر الزامات عاطفی آن تمرکز دارد. نظریه تسکین تنش بر این مفهوم متمرکز است که کارکرد اصلی خنده آزاد کردن «انرژی احساسی» غیر ضروری، حتی خود ویرانگر است. استدلال می شود که خنده، ترس اضافی، پرخاشگری، اضطراب و تنش جنسی را از بین می برد.

اگرچه نظریه کاهش تنش به ندرت به عنوان توضیح کامل خنده مورد استفاده قرار می گیرد، اما همچنان جزء مهمی – جریان پنهان عاطفی – سایر نظریه ها است. تنش یا اضطراب زمانی که ما برای درک ناسازگاری یا تهدید تلاش می کنیم افزایش می یابد و پس از یک راه حل مثبت رها می شود. خنده ترمیم کننده است، نوعی اکولایزر فشار. از این نظر، نظریه تسکین تنش طیفی از پاسخ های خنده را از قهقهه های کوتاه و خفیف گرفته تا دم های پر از چشمان اشک آلود به زمین می زند.

منبع: Andrea Piacquadio/Pexels

منبع: Andrea Piacquadio/Pexels

باز هم، همپوشانی آشکاری با MVT وجود دارد. چیزهایی که باعث ترس، اضطراب و تنش می شوند، ارتباط نزدیکی با آسیب پذیری های درک شده دارند. ما تمایل داریم آنها را با حالت های عادی رفتار یا شرایط روزمره زندگی روزمره خود مرتبط نکنیم. آنها خارج از هنجار هستند – موقعیت های چسبنده، درگیری ها، عدم اطمینان ها، چالش ها، لحظات هیجان انگیز، عجیب و غریب، یا عجیب و شگفت انگیز. نظریه کاهش تنش مستلزم آن است که اینها با پیامدهای مثبت یا حداقل تفسیر مثبت از پیامدهای منفی به پایان برسد. این نتایج نه چندان جدی یا نه چندان خطرناکی است که ما تمایل داریم آنها را سرگرم کننده تر بدانیم. در MVT، می‌توانیم اینها را به‌عنوان شواهدی از آسیب‌پذیری‌ها تشخیص دهیم تا کمبود.

Tension Relief Theory از دو جهت دیگر با MVT سازگار است. سرگرمی، همانطور که توسط MVT تعریف شده است، یک حالت احساسی است: میل، تمایل انگیزه، برای ابراز احساسات آسیب پذیری متقابل به طور کلی، ما به سادگی یک نقص احتمالی را تشخیص نمی دهیم و با خنده پاسخ می دهیم. ما معمولاً آن را با کسی مرتبط می کنیم که با او ارتباط داریم و آرزو کردن برای برقراری ارتباط روحیه ما مهم است؛ احساسات ما در مورد موقعیت خود و دیگران مهم است. و بافت فرهنگی بزرگتر، از جمله جایگاه ما در آن، مهم است. دوم، خنده، هم در تئوری تسکین تنش و هم در MVT، یک اثر اصلاحی، یک کیفیت ترمیمی دارد. کارکرد خنده کمک به برقراری مجدد یک رابطه وضعیتی قبلی یا مطلوب تر است. کسی که می خندد ناگزیر از چنین چشم اندازی راحت می شود.

© جان چارلز سیمون

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/laughter-and-humor-101/202401/can-we-compare-new-and-old-theories-of-laughter

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید