آیا من از خودم در برابر خودم دفاع می کنم؟ _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

در زندگی روزمره ما، تجربیات ما باعث هجوم افکار، احساسات، تصاویر و خاطرات می شود. هنگامی که این پاسخ های درونی ناراحت کننده می شوند، ما به طور غریزی مکانیسم های دفاعی روانی را فعال می کنیم. این دفاع‌ها، از انتخاب‌های آگاهانه گرفته تا واکنش‌های ناخودآگاه، برای کاهش پریشانی عاطفی کار می‌کنند. انکار، منطقی سازی یا فرافکنی را به عنوان نمونه هایی از این راهبردها در نظر بگیرید. گاهی اوقات، بدون آگاهی ما، آنها وارد عمل می شوند تا ما را از ناراحتی محافظت کنند. با این حال، این سپر محافظ هزینه روانی دارد – قطع ارتباط با احساسات واقعی ما.

وقتی در افکار و احساسات شدید غوطه ور می شویم که احساس سنگینی می کنند، ممکن است با محتوایی مواجه شویم که غیرقابل تحمل به نظر می رسد و ما را وادار به بیرون راندن آن می کند. یک رویکرد شامل تلاش برای کنار گذاشتن این محتوای غیرقابل تحمل است. به عنوان مثال، زمانی که در درون خود احساس ناامیدی عمیقی می کنم، ممکن است این احساسات منفی را با متهم کردن دیگران به گوش ندادن یا بی توجهی به نیازهای من، به دیگران منتقل کنم. این تغییر لحظه ای به من اجازه می دهد تا به طور موقت “بد” را به آنها منتقل کنم و تسکین ایجاد کنم. رویکرد دیگر در این راهبردها، گرایش به بی ارزش کردن دیگران به عنوان وسیله ای برای محافظت از خود روانی است. انتقاد از دیگران اغلب به عنوان یک مکانیسم دفاعی خودکار عمل می کند و از آسیب پذیری های خودم محافظت می کند، گاهی اوقات بدون درک آگاهانه.

برخی دیگر از راهبردهای روانشناختی شامل اجتناب یا سرکوب احساسات و افکار فعال شده است. این می تواند اشکال مختلفی داشته باشد، مانند تلاش آگاهانه برای جلوگیری از موقعیت های ناراحت کننده از ذهن، مهار اشک برای پنهان کردن غم، یا حتی اجتناب از مکان هایی که ما را به یاد تجربیات دشوار می اندازد. این عمل اجتناب زمانی اتفاق می افتد که محتوای بار عاطفی در آگاهی ما ظاهر شود.

جالب توجه است، برخی از افرادی که به شدت به اجتناب عاطفی متکی هستند، تمایل دارند نشانه های عاطفی را در موقعیت های زندگی واقعی نادیده بگیرند. به عنوان مثال، اگر بخواهید روایتی را به مردم ارائه دهید که جزئیات از دست دادن شریک زندگی خود را توسط یک مرد در یک حادثه غم انگیز نشان می دهد، مشاهده می کنید که افرادی که به طور مکرر از اجتناب عاطفی استفاده می کنند در پاسخ به سؤالات عاطفی مرتبط با داستان (مانند احساسات عاطفی مرد) دچار مشکل می شوند. واکنش پس از حادثه). با این حال، آنها به راحتی به سؤالات واقعی (مانند محل وقوع حادثه) پاسخ می دهند. به نظر می رسد که اطلاعات احساسی، اما نه واقعی، به جای پردازش و رمزگذاری، کنار گذاشته یا سرکوب می شوند.

این تمایل به اجتناب از محرک‌های عاطفی می‌تواند بر نحوه تعامل و درک افراد با اطلاعات مملو از احساس تأثیر بگذارد و پیامدهای بالقوه راهبردهای اجتناب عاطفی معمولی را برجسته کند.

در شرایط خاص، استفاده از این راهبردهای دفاعی می تواند سودمند باشد. به عنوان مثال، هنگام مواجهه با اضطراب در مورد سخنرانی در جمع، اجتناب از افکار ناراحت کننده قبل از خطاب به مخاطب ممکن است سازگار به نظر برسد.

با این حال، اتکای بیش از حد به این استراتژی‌ها در سناریوهای مختلف می‌تواند منجر به اثرات روان‌شناختی مضری شود. هرچه این تاکتیک‌ها بیشتر به کار گرفته شوند، ارتباط عاطفی ما را قطع کرده و واقعیت را تحریف کنند، تأثیرات نامطلوب آنها آشکارتر می‌شود. به تدریج، این دفاع ها خودکار می شوند و به طور بالقوه دسترسی به اطلاعات حیاتی را مختل می کنند. این شبیه به تماشای اخبار تلویزیونی است که در حالت بی‌صدا قرار می‌گیرند – در حالی که قسمت‌ها را درک می‌کنید، خطر سوء تعبیر وجود دارد.

زیان روانی چنین استراتژی هایی قابل توجه است. استفاده مداوم از آنها به انرژی قابل توجهی نیاز دارد. محتوای سرکوب شده یا تغییر یافته همچنان ادامه دارد، تلاش برای تایید شدن، و حفظ نیاز به این دفاع ها. این دفاع همیشگی انرژی فرد را تخلیه می کند و از نظر روانی مضر است.

با شناخت نحوه عملکرد این مکانیسم‌های دفاعی، می‌توانیم تأثیر آن‌ها را بر تجربیات عاطفی خود بهتر درک کنیم. از طریق این آگاهی، ممکن است این موانع روانشناختی را به طور مؤثرتری مرور کنیم و اجازه دهیم ارتباط عمیق‌تری با احساسات واقعی خود برقرار کنیم.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/whats-hidden-behind-what-you-do/202401/am-i-defending-my-self-from-myself

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید