آیا باید مرزهای لمس فیزیکی را به کودکان آموزش دهیم؟ _اخبار روانشناسی جزیره ذهن

منبع: پتی بریتو/Unsplash

منبع: پتی بریتو/Unsplash

آیا تا به حال به کودک خود می گویید که در زمین بازی به کودک دیگری فضایی بدهد؟ آیا وقتی کودکتان سعی می کند کودک دیگری را در آغوش بگیرد یا ببوسد دخالت می کنید؟ آیا نگران این هستید که اجازه دهید فرزندتان بدون مداخله شما از لحاظ فیزیکی به کودکان دیگر نزدیک شود، می تواند آنها را در مسیری قرار دهد که به مرزهای دیگران احترام نمی گذارد؟

اگر به هر یک از اینها پاسخ مثبت دادید، تنها نیستید.

جنبش #MeToo موضوع رضایت را به آگاهی عمومی رساند. آموزش رضایت به برنامه درسی دانشگاه ها، مدارس و حتی پیش دبستانی ها در سراسر جهان اضافه شده است تا به کودکان و بزرگسالان کمک کند تا حد و مرزها را تعیین کرده و به آنها احترام بگذارند.

بنابراین، جای تعجب نیست که والدین نیز قصد دارند از سنین کودکی به فرزندان خود در مورد رضایت آموزش دهند – و به آنها یادآوری کنند که به بچه های دیگر فضا بدهند، بی دلیل به آنها نزدیک نشوند یا قبل از در آغوش گرفتن آنها سؤال کنند.

اما در اینجا مشکل است: اینگونه کودکان یاد نمی گیرند که با مرزهای خود در تماس باشند و به مرزهای دیگران احترام بگذارند.

یک دیدگاه تکاملی نشان می دهد که چرا.

دیدگاه تکاملی لمس

کودکان ابتدا دنیای اطراف خود را درک کرده و درک می کنند از طریق لمس.

در بیشتر تاریخ تکامل ما، نوزادان در تماس فیزیکی دائمی بودند با مادر یا مراقب دیگری. آنها با مادرشان می‌خوابیدند و بقیه زمان‌ها روی بدن کسی بودند.

لمس اولین “زبان” کودکان است. کودکان یاد می گیرند که با دیگران ارتباط برقرار کنند، نیازهای خود را بیان کنند و حالات عاطفی دیگران را از طریق لمس حس کنند.

اهمیت لمس فراتر از سالهای کودکی ادامه دارد. هنگامی که کودکان با هم بازی می کنند، بدون دخالت بزرگسالان، لمس بخشی جدایی ناپذیر است. هر گزارشی از جوامع شکارچی-گردآورنده یا گروه های سنتی تر امروز نشان می دهد که چگونه لمس مشترک در میان همه اعضای یک گروه – از جمله در میان کودکان.

وقتی کودکان از لحظه تولد لمس مثبت مداوم را تجربه می کنند، عمیقاً با وضعیت عاطفی خود هماهنگ می شوند. آنها مجسم می شوند. آنها از طریق ذهن و بدن احساس و احساس می کنند.

تجسم در این راه به کودکان اجازه می دهد تا متوجه شوند – و بیان کنند – زمانی که احساس ناراحتی می کنند با کسی که از مرزهای آنها فراتر رفته است. به عنوان مثال، هنگامی که کودک دیگری می خواهد او را در آغوش بگیرد، اما آنها نمی خواهند در آغوش بگیرند. و همچنین به آنها این امکان را می دهد که وقتی از مرزهای آن کودک فراتر می روند مقاومت کودک دیگر را ببینند و به آن پاسخ دهند.

واقعیت امروز

متأسفانه امروزه بسیار رایج است که افراد لمس ناخواسته را تجربه می کنند و حتی اگر فردی ناراحتی خود را از آن ابراز کند، بسیاری از مجرمان مقاومت آنها را نادیده می گیرند.

البته این یک موضوع پیچیده با دلایل متعدد است.

یکی از دلایلی که متأسفانه در گفتمان عمومی وجود ندارد، فقدان تماس مثبت است که در فرهنگ های مدرن رایج شده است. بسیاری از نوزادان در یک اتاق جداگانه می خوابند، و در کالسکه ها یا زمین های بازی هستند، یا در غیر این صورت لمس فیزیکی محبت آمیز را در بیشتر ساعات روز تجربه نمی کنند. این فقدان لمس باعث می شود کودکان نتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و با وضعیت عاطفی خود در سطح فیزیولوژیکی عمیق هماهنگ شوند.

علت دیگر این است که نسل های قبلی کودکان یاد نگرفته اند که مرزهای خود را بیان کنند یا به مرزهای دیگران احترام بگذارند. این بخشی از دلیلی است که والدین اکنون به فرزندان خود در مورد رضایت آموزش می دهند.

با این حال، اجرای مفهوم رضایت ما در مورد کودکان خردسال، با گفتن به آنها برای دادن فضا به یکدیگر، آنها را قادر نمی سازد تا با مرزهای خود یا سایر کودکان هماهنگ شوند.

کودکانی که از لمس شدن آنها جلوگیری می شود، یاد گرفتن احساس خود در مورد انواع مختلف تماس فیزیکی را از دست می دهند. این همچنین به این معنی است که آنها از فرصت ابراز علاقه یا عدم علاقه خود به آن محروم می شوند. برای اینکه کودکان با اطمینان لمس های ناراحت کننده را در سنین بزرگتر رد کنند، به فرصت هایی نیاز دارند تا احساس خود را در مورد لمس در حال حاضر تجربه کرده و ابراز کنند. در دوران جوانی، تعاملات کودکان عموماً بی‌گناه است (حداقل در شرایط عادی)، فضای امنی را برای آن‌ها فراهم می‌کند تا در صورت نیاز، با حمایت والدین، ترجیحات خود را بیان کنند.

به طور مشابه، هنگامی که کودک از تماس با همسالانش جلوگیری می کند، تجربیات یادگیری اجتماعی ضروری را از دست می دهد. آنها بازخورد فوری از سایر کودکان دریافت نمی کنند. در عوض، آنها فقط می آموزند که یک بزرگسال از این تعامل رد می شود، اما نه اینکه چرا یا چگونه کودک دیگر در مورد آن احساس می کند.

این فقدان یادگیری تجربی می تواند منجر به مشکلاتی در شناخت و محافظت از مرزهای خود و همچنین احترام گذاشتن به دیگران شود، زیرا آنها بزرگتر می شوند و با موقعیت هایی روبرو می شوند که در آن راهنمایی والدین وجود ندارد.

چگونه کودکان به طور طبیعی در مورد رضایت یاد می گیرند

پس چگونه می توانیم به فرزندانمان کمک کنیم که رضایت دهند و رضایت دهند؟ در اینجا چند نکته قابل تامل است:

  • به جای اینکه کودکان خردسال را از لمس یکدیگر بازداریم، می‌توانیم به آنها کمک کنیم تا احساس خود را در مورد آن بیان کنند یا احساسات کودک دیگر را تشخیص دهند. به عنوان مثال، اگر به نظر می رسد کودکی از تلاش کودک دیگر برای در آغوش گرفتن او خوشش نمی آید، می توانیم بگوییم: «نمی خواهی بغلت کنی؟ به او بگویید، یا می‌توانیم به آن‌ها کمک کنیم تا احساسات خود را با گفتن، به عنوان مثال، بیان کنند: «به نظر می‌رسد سام بوس نمی‌خواهد».
  • ما می توانیم روی حضور و مشاهده واکنش های فرزندانمان تمرکز کنیم.
  • ما می‌توانیم احترام به مرزها را الگوبرداری کنیم – برای مثال، با پذیرش زمانی که فرزندانمان از ما بوسه نمی‌خواهند – و مرزهای خود را با افراد دیگر بیان کنیم.
  • ما می‌توانیم از تماس‌های منفی، مانند ضربه زدن به فرزندانمان یا گرفتن شدید آن‌ها اجتناب کنیم، زیرا لمس منفی، هماهنگی تجسم آنها را با خودشان تضعیف می‌کند.
  • و تا آنجایی که برای ما ممکن باشد، می توانیم به فرزندانمان لمس محبت آمیز بدهیم. وقتی آنها را در آغوش خود می گیریم، در یک تخت می خوابیم، آنها را می بوسیم، با آنها بازی می کنیم، با آنها خشن می شویم، می توانیم این کار را انجام دهیم – هر چیزی که برای ما و فرزندانمان خوب باشد.

با انجام این کار، به کودکان اجازه می‌دهیم تا درک شهودی از رضایت، مبتنی بر درک عمیق تجسم یافته از آنچه برای خود و دیگران احساس خوبی دارد، توسعه دهند.

https://www.psychologytoday.com/intl/blog/growing-up-connected/202401/should-we-teach-children-boundaries-around-physical-touch

ممکنه براتون جالب باشه که...

پست های محبوب

دیدگاهتان را بنویسید